دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١

وابستگى سياسى‌ در ميان ممالك عقب مانده، كمتر كشورى را مى‌توان يافت كه از جنبه سياسى در چنگال استعمار كشورهاى قدرتمند گرفتار نباشد. اين كشورها قادر نيستند بطور كامل و مستقل، روابط سياسى خود را با كشورهاى ديگر تنظيم كنند.
كشو رهاى استكبارى در شكل استعمار نو، قادرند سران و هيأ ت حاكمه كشورهاى عقب مانده را تحت فرمان خود درآورند. البته عارضه «نو استعمارى» موجب ايستايى كامل كشورهاى عقب مانده نمى‌شود، بلكه توسعه اقتصادى- اجتماعى كشور را به شكل تحميلى و غير طبيعى، طرح و اجرا مى‌كند.
مشخص نبودن اهداف و منافع ملّى و تغيير دائمى اهداف و وجود فرهنگهاى مختلف در جهان سوّم و نبودن نظام احزاب كه مسائل سياسى جامعه را حل كند، به اضافه نبودن اصل پاسخگويى كه مسؤولين را مجبور كند كه در مقابل تصميم گيريهاى خود جوابگو باشند، مزيد بر وابستگى سياسى شده و باعث گرديده است كه اين كشورها همچنان توسعه نيافته باقى بمانند. «١» وابستگى سياسى به استعمار از يك طرف و مشكلات سياسى داخلى از طرف ديگر باعث به وجود آمدن وابستگى اقتصادى و نظامى به خارج و در نتيجه عقب ماندگى سياسى و اجتماعى اين كشورها شده است.
وابستگى نظامى‌ موضوع «تشنج زدايى» يكى از ادعاهاى واهى كشورهاى قدرتمند بوده و هست.
واقعيت، خلاف اين مسأله را ثابت كرده و ما هر روز شاهد توليدات انبوه وسائل نظامى از جانب آنها هستيم، بطورى كه در طول دهه ١٩٧٠ ميزان توليد و صدور جنگ افزار غير هسته‌اى بزرگ به هشت برابر ميزان دهه ١٩٥٠ رسيد و امروزه تجارت اسلحه به يكى از پرسودترين تجارتها تبديل شده است. مهمتر اينكه ٢٣ از معاملات تسليحاتى جهان در كشورهاى جهان سوّم صورت مى‌پذيرد. «٢»