دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠

ليبراليسم، از نظر لغت، به معناى (آزاديخواهى» است و در اصطلاح سياسى به نظريه‌اى اطلاق مى‌شود كه خواهان حفظ آزادى فرد در برابر تسلّط دولت يا هرنهاد ديگرى است كه آزادى او را به خطر مى‌اندازد. در زمينه اقتصادى به رقابت آزاد اطلاق مى‌گردد كه به موجب آن مؤسسات تجارتى سياست اقتصادى خود را به ميل خود تعيين مى‌نمايند. و دولت حق دخالت و ايجاد محدوديت در زمينه هاى اقتصادى و توليد و توزيع ثروت را ندارد. «١» مفهوم وسيعتر اين مكتب عبارت است از اينكه انسان آزاد به دنيا آمده و بايد آزاد زندگى كند. «٢» ريشه تاريخى ليبراليسم به عنوان يك نهضت اجتماعى طرفدار آزاديهاى فردى، به زمانهاى بسيار دور بر مى‌گردد. اما در قرون اخير، با وقوع رنسانس و نهضت اصلاح دين كه منادى آزاديهاى فردى در قبال دخالتهاى دولت و كليسا بود و ظهور فلسفه ها و نظرياتى كه بر اصالت خرد، آزادى عقل و انديشه بشرى و فعاليتهاى اقتصادى آزاد تأكيد مى‌ورزيدند، اين فكر، رشد و تقويت يافت، بگونه‌اى كه بتدريج زمينه را براى انقلابهاى سياسى- اجتماعى در اروپا- از جمله انقلاب فرانسه- فراهم ساخت. «٣» ليبراليسم به سه شعبه اصلى تقسيم مى‌شود: ليبراليسم سياسى، اقتصادى و مذهبى.
ليبراليسم سياسى شامل آزادى فكر، نطق و عمل مى‌باشد، ليبراليسم اقتصادى به معناى آزادى فردى در فعاليتهاى اقتصادى و معاملات شخصى بوده؛ به نحوى كه هيچ گونه محدويتى در كسب و كار افراد نباشد «٤» و ليبراليسم مذهبى به اين معناست كه هركس در انتخاب مذهب يا آيين آزاد است به شرط آنكه مذهب را وارد عرصه زندگى سياسى- اجتماعى نكند. «٥» اصول تفكرات ليبراليسم‌ الف- اصالت فرد (انديويدوآليسم)
يكى از اصول تفكّرات ليبراليسم، اصالت دادن به فرد انسانى است، به اين معنا كه اگر فرد انسانى آزاد گذاشته شود، با توجه به نيرويى كه دست آفرينش در نهاد او تعبيه كرده،