دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤

در اين باره، پل بروك مى‌نويسد:
«در آغاز قرن شانزدهم، تمدنهاى اصلى آسيا به سطحى از رشد فنى و اقتصادى رسيده بودند كه از اروپا از هر لحاظ بالاتر و پيشرفته‌تر بودند.» «١» ب- عامل نژادى:
عده اى علت پيشرفت كشورهاى توسعه يافته را سفيد پوست بودن جمعيت آنها و علت عقب ماندگى كشورهاى ضعيف را رنگين پوست بودن جمعيت آنها مى‌دانند. آنان معتقدند كه نژاد سفيد داراى خصايص ذاتى چالاكى، ثبات قدم، نيرومندى و شجاعت است و نژادهاى ديگر داراى نقصانهايى هستند. «٢» اين نظريه نيز كاملا مردود است؛ زيرا:
١- بسيارى از كشورهاى جهان سوّم مانند امريكاى لاتين، اطراف مديترانه، ٨ خاورميانه و ... از نژاد سفيدند و در عين حال تكنولوژى پيشرفته‌اى هم ندارند.
٢- ژاپن يك كشور پيشرفته است، در حالى كه از نژاد زرد مى‌باشد.
٣- از نظر تاريخى، اروپاييان، نه تنها ازكشورهاى چين، هند و ... برتر نبوده‌اند، بلكه بمراتب عقب مانده‌ترازآنان بوده‌اند. در اين مورد مى‌توان به تحقيقات «پالمرز» استنادكردكه مى‌نويسد:
«به هيچ وجه اروپاييان را نمى توان پرچمدار تمدن بشر محسوب داشت. قبل از آنكه اروپاييان خواندن و نوشتن فراگرفته باشند، نيمى از تاريخ بشرى سپرى گرديده بود.
كاهنان مصر در خلال سنوات چهار هزار و سه هزار سال قبل‌از ميلاد مسيح شروع به جمع آورى اسناد و نوشته‌ها كردند، در حالى كه حتى بيشتر از دو هزار سال پس ازآن اشعار هومر در شهرهاى يونان هنوز به صورت دهان به دهان نقل مى‌شد. اندكى بعداز سه هزار سال قبل از ميلاد در حالى كه فراعنه، نخستين اهرام را بنا مى‌كردند، اروپاييان قدرت ساختن چيزى جز تلهاى عظيم زباله را نداشتند.» «٣» ج- فقر منابع معدنى:
عده‌اى از نظريه پردازان، فقر منابع معدنى را علت عقب ماندگى كشورهاى ضعيف‌