دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨
خلاصه نقش فرهنگ از جهت فردى عبارت است از ساختن شخصيت فرد و تربيت او. بدين معنا كه هر فردى در آغاز زندگى خود، در دنيايى از تجربيات نسلهاى گذشته قدم مىنهد و پرورش مىيابد.
كاركرد اجتماعى فرهنگ از اين جهت است كه سرمايه ذاتى آن به شمار رفته، جهت حركت وى را مشخص مىسازد. در حقيقت، فرهنگ روح و قوام جامعه بوده، از دست دادن آن موجب مسخ و از ميان رفتن جامعه مىباشد.
آن دسته از وجوه فرهنگى كه ريشه در فطرت آدميان دارد و در ميان همه جوامع مشترك است فرهنگ عام نام دارد. امّا آنهايى كه اختصاص به ملت خاصى داشته و موجب تمايز ملتها مىگردد، فرهنگ خاص ناميده مىشود.
فرهنگ پذيرى روندى است كه به موجب آن، شخص، فرهنگ محيط خود را پذيرفته، رفتار و گفتار خويش را با آن هماهنگ مى سازد. فرهنگ پذيرى ممكن است يك جانبه يا دو جانبه باشد.
تبادل فرهنگى يك جريان دو جانبه انتقال و توسعه فرهنگ است. هر جامعه اى براى توسعه و تكميل فرهنگ خود، با قصد واراده، اقدام به تبادل فرهنگى مىكند. انتقال فرهنگى، تداوم فرهنگ را در طىّ زمان ميسر مىسازد، در حالى كه تبادل فرهنگى موجب گسترش فرهنگ در سطح جوامع گوناگون است.
گرچه اشاعه و تهاجم فرهنگى موجب گسترش فرهنگ در ميان جوامع ديگر مىگردد، اما در اشاعه فرهنگى، نوعا قصد و تبانى وجود ندارد، بر خلاف تهاجم فرهنگى كه به قصد تخريب و سلطه تحقق مىيابد.