دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
اعمال صورى مذهبى كه هيچ پشتوانه عقيدتى نداشت و درنهايت، باذبح معنويت، انسان غربى، پشتوانه عظيم روحى و روانى خود را از دست داد.
غرب با از دست دادن نگرش معنوى به جهان، در مقابل تهاجمات فكرى، روحى و روانى با آسيب پذيرى حتمى مواجه گرديد. شواهد اين حقيقت در زندگى امروز غرب بروشنى نمايان است پيدايش مكتبهاى پوچ گرايى كه در قالب فلسفههاى نيهيليستى، «١» بروز هيپيستها، و ادبيات يأسآور نمايان مىشود، گواهى صادق بربن بست فكر غرب است. افزايش خودكشى، استفاده از انواع واقسام مواد مخدر، مصرف مواد الكلى و توسل به انواع وسائل سرگرم كننده، همگى براى كاهش رنج درونى و دردهاى روحى به كار گرفته شده است. امّا اين شيوهها، چنانچه آمار كنونى غرب نشان مىدهد، هيچ اثر مفيدى در زندگى انسانهاى بى هويت غرب ايجاد نكرده است.
٢- بحران روانى، اخلاقى و سياسى:
فرار از معنويت و بريدن از مذهب، نتايج اساسى مهمى در پى داشت. جامعه كنونى غرب، با اصل جدايى سياست از اخلاق، بنيان نهاده شد. اجتماع مانند جنگلى شد كه در آن ضعيف، محكوم به فناست.
سياستمدار براى حفظ قدرت در عرصه سياست داخلى، از هيچ نقشه و دسيسهاى فرو گزار نمىكند، همان گونه كه در صحنه بين المللى نيز براى رسيدن به منافع ملّى، از هيچ وسيلهاى چشم نمىپوشد.
نتيجه اين تفكر، فراهم آوردن توجيه علمى و اخلاقى براى دزديدن آرا، پرداخت رشوه به مقامات و تدارك انواع حيله ها براى كسب آرا در انتخابات عمومى گرديد.
بردهدارى، استعمار، استثمار، كشتارهاى دسته جمعى استفاده از سلاحهاى اتمى، شيميايى و ميكروبى در خارج از مرزها نيز حاصل اين انديشه بود؛ چنانچه امروز در فلسطين، عراق، الجزاير، ليبى و بوسنى وهرزگوين شاهد آن هستيم.