دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩

جايگزين كردن فرهنگ غرب به جاى فرهنگ قومى و مذهبى شروع مى‌گردد.
روشنفكرانى كه قبل از نهضت مشروطه و در خلال آن غربزدگى را به شكل كنونى در ايران رواج دادند، بسيارند. آخوندزاده، ميرزاملكم خان، تقى زاده و سپهسالار از اين طيف بودند.
آخوندزاده (١٢٢٨- ١٢٩٥) را بايد از نو آورانى دانست كه نماينده تفكر علمى- انتقادى اروپايى بود. او نمايشنامه نويسى به سبك غربى را آغاز كرد و مبتكر اصلاح خط و تغيير الفبا بود. آخوند زاده، ناسيوناليسم ايرانى را بنيان نهاد و معتقد به تفكيك مطلق سياست از ديانت بود. او از شيفتگان مدنيّت غربى بوده، ضمن مخالفت با رژيم استبدادى، هواخواه مشروطيّت «١» عقلى بود. «٢» ميرزاملكم خان، بنيانگذار فراموشخانه و انجمنهاى سرّى فراماسونرى در ايران بود.
فراموشخانه در ايران، براساس مجامع سرى اروپا كه در قرن هجدهم و نوزدهم ميلادى رواج داشت، بنا گرديد. ملكم خان كه ارمنى زاده و مسيحى بود، به دليل تربيتش در ميان مسلمانان، خود را به رنگ اسلامى درآورد. او مكتب رايج غرب را كه خدا در آن جايى نداشت، در ايران تبليغ و ترويج مى‌كرد. «٣» ميرزا حسين خان سپهسالار، طرفدار ليبراليسم غربى، قائل به اخذ علوم و مدنيت از غرب، از مؤسسين مدارس به سبك جديد و قائل به تغييرات اجتماعى و سياسى به سبك اروپا بود. در زندگى و آداب معاشرت، مظاهر زندگى غربى را بطور كامل رعايت مى‌كرد. مسافرتهاى ناصر الدين شاه به فرنگ به همّت او مهيّا گرديد. «٤» اوج غربزدگى، در دوران رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوى به وقوع مى‌پيوندد.
رضاشاه با الگو گرفتن از شيوه هاى آتاتورك، اصلاحات ادعايى خود را شروع كرد.
اسلام زدايى و تضييقات شديد براى روحانيون در رأس برنامه هاى او بود. ممنوعيت‌