دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
آن و از لحاظ اهداف مورد نظر. به عبارت ديگر، دموكراسى از لحاظ ماهيت و اهداف مورد نظر به سياسى و اجتماعى- اقتصادى تقسيم مىشود. واز جهت نحوه و شكل اجرا نيز، ممكن است مستقيم يا غير مستقيم باشد.
الف- دموكراسى سياسى دموكراسى سياسى عبارت است از اينكه مردم در تعيين سرنوشت خويش آزاد بوده، در يك انتخاب سالم و آزاد، زمامداران دلخواه خويش را برگزينند. از سوى ديگر، انتخابات سالم و عمومى درصورتى ميسر است كه احزاب مختلفى وجود داشته، بطور مساوى از امكانات بهره جسته و فعاليت كنند. بطور كلّى دموكراسى سياسى، بدون در نظر گرفتن مفهوم دموكراسى در جهات ديگر (اجتماعى اقتصادى) به لحاظ پيوند عميق بين آنها، غير قابل تصور است. «١» ب- دموكراسى اجتماعى- اقتصادى با توجه به مشكلاتى كه براى دموكراسى سياسى در نظر و عمل وجود داشت، عدهاى طرح «دموكراسى اجتماعى- اقتصادى» را ارائه كردند؛ بدين معنا كه قبل از آزادى، بايد مساوات برقرار گردد. اين مفهوم، نخستين بار، توسط ماركسيستها- بعد از انقلاب اكتبر ١٩١٧ روسيه- مورد استفاده قرار گرفت. پيروان مكتب ماركس معتقدند كه آزادى فردى- از مبانى دموكراسى سياسى- يك تئورى بيش نيست؛ زيرا امكان استفاده از آزادى در اختيار همه افراد نيست. به گفته ماركسيستها، آنجا كه شرايط اقتصادى و اجتماعى به فرد اجازه تملّك خانهاى را نمىدهد، آزادى سياسى و انتخابات چه مفهومى دارد؟ «٢» به قول «آناتول فرانس»: «آنان كه لوازم زندگى را توليد مىكنند، فاقد آن لوازم هستند، در حالى كه اين اشياء نزد كسانى كه آنها را توليد نكردهاند، در نهايت وفور يافت مىشود.» «٣» تكنيكهاى اساسى كه دموكراسى اجتماعى را تأمين مىكند، از يك سو، توسعه امنيت