دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
و از منابع اقتصادى و مالى و انسانى آنها به سود خود بهره بردارى كند.» «١» حقيقت امپرياليسم، همين بهرهورى از منابع اقتصادى، مالى و انسانى ساير كشورها مىباشد كه هراز چند گاهى شيوه آن تغيير يافته و نو مىشود. به جرأت مى توان گفت:
تاكنون، تاريخى بشر استعمار و استثمار عصر حاضر را به خود نديده است. غربيان با توسل به شيوه هاى مدرن و استفاده از علم و تكنولوژى، ساير ملتها را در تمام ابعاد فرهنگى، اقتصادى و سياسى مورد هجوم و بهره ورى قرار دادهاند! امروزه اصطلاح امپرياليسم فرهنگى در كنار امپرياليسم اقتصادى و سياسى قرار گرفته است. ايشان با استفاده از قدرت سياسى و اقتصادى خود به ترويج ارزشها وعادتهاى فرهنگى خود در ميان ساير ملتها همت گماردهاند.
امروزه كارتلها و تراستهاى چند مليتى، بازارهاى جهانى را در قبضه خود دارند تا جايى كه حتى كمترين تحولات را نيز در سطح جهان به كنترل خود در مىآورند. بسيارى از تحليل گران معتقدند كه عامل اصلى فقر كشورهاى جهان سوم، وجود كارتلهاى چند مليّتى است. «٢» «آمارهاى سال ١٩٧٩- ٨٠ (١٣٥٨- ٥٩) نشان مى دهد كه شكاف درآمد بين كشورهاى پيشرفته صنعتى و كشورهاى در حال توسعه باز هم افزايش يافته است. چنانچه در اين سال، يك چهارم جمعيت جهان يعنى كشورهاى پيشرفته صنعتى از جمله اروپاى شرقى برابر چهار پنجم درآمد جهان را در اختيار داشتهاند، در حالى كه كشورهاى در حال توسعه از جمله چين كه سه چهارم جمعيت جهان را در خود جاى دادهاند تنها يك پنجم درآمد جهانى را صاحب بودند.» «٣» بحران زدگى از خصوصيات بارز جوامع متمدن غربى، بحران زدگى است؛ بدين معنى كه اين جوامع دچار بحران والتهابهاى متعددى هستند كه بطور جّدى مايه دلهره و تشويش خاطر ايشان