دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤

شناخت ريشه هاى غربزدگى، ما را تا حدودى در يافتن پاسخ اين سؤال يارى مى‌كند.
الف- استعمار مهمترين عامل غربزدگى استعمار است. دولتهاى باختر زمين با شعار آباد سازى و عمران به اقصى نقاط عالم وارد شدند، شعارى فريبنده كه ملتها را نه تنها تشويق به پذيريش آن مى‌كرد، بلكه قدردان زحمات ايشان مى‌گردانيد. اما در حقيقت، اين نياز روز افزون به مواد خام، منابع معدنى، نفت، تجارت جهانى، نيروى كار ارزان و بازار مصرف بود كه كشورهاى غربى را به استعمار و غارت ثروت و منابع ملل مشرق زمين گسيل داشت. اهميت مستعمرات به اندازه‌اى بود كه از دست دادن قطعه اى از آنها به خطر افتادن منافع حياتى ايشان تلقى مى‌شد. «١» استعمار فرهنگى بهترين ابزار استعمار براى ماندن هميشگى در مستعمرات است با اين حربه، ملتهاشيفته روح و روشهاى غربى و ارزشها و باورهاى آنان مى‌شوندو در نهايت فرهنگ غربى جايگزين فرهنگ ملّى مردم مى‌شود.
حضرت امام خمينى (ره)، اين عامل را مهمترين عامل غربزدگى به شمار مى‌آورند.
«استعمارگران براى اغراض شوم خود به دست عمال سياسى خود، قوانين خارجى و فرهنگ اجنبى را در ميان مسلمانان رواج دادند و مردم را غربزده كردند.» «٢» ايشان در مواضع مختلفى به اين مطلب اشاره كرده و معتقدند كه استعمار براى غارت ملتها، از فرهنگ و مراكز فرهنگى مثل دانشگاهها، مدارس، سينماها و ايجاد مراكز فساد و فحشا استفاده كرده است «٣» حتى به اعتقاد ايشان ايجاد احزاب مختلف و ترويج مكاتب ساختگى، حقوق بشر و شوراى امنيت و ديگر سازمانهاى بين المللى از نقشه هاى استعمارگران براى غارت كشورها بوده است. «٤» امام خمينى (قدس سره) در باره تبليغات دامنه دار استعمارگران براى تحميل‌