دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
خلاصه شكوفايى تمدن مغرب زمين، مرهون علل و عواملى است كه هر يك به سهم خود تأثير ژرفى در ظهور تمدن جديد داشته است. قرون وسطى و شرايط اجتماعى، فرهنگى، مذهبى، اقتصادى و سياسى حاكم بر اين دوران و آشنايى اروپا با تمدن پيشرفته ملل اسلامى از طريق مسافرت و جنگهاى صليبى، باعث ظهور انقلابها و اصلاحات علمى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى گرديد.
استعمار و امپرياليسم از راه استثمار ساير ملل، رفاه مادى، توسعه تكنولوژى و تمدنى را كه امروز شاهدش هستيم، براى غرب به ارمغان آورد.
امروز، تمدن غرب با بحرانهاى عظيمى رو به روست. بحران فلسفى كه بر اثر فلسفه اومانيستى و بريدن از مذهب و معنويت به وجود آمده، غرب را به بىهويتى، دردهاى روحى و اضطراب دائم مبتلا ساخته است.
تأسيس مكتب اصالت سود، آثار سياسى و اخلاقى مخربى را در پى داشت. با جدايى سياست از اخلاق، تمام ارزشها براى رسيدن به اهداف مادى ذبح گرديد. تدارك انواع تقلبهاى انتخاباتى درسياست داخلى و ارتكاب هرگونه جنايت و كشتار درسياست خارجى از نتايج اين امر است. در صحنه اخلاق نيز، تمام فضايل اخلاقى در بوته شك و ترديد قرار گرفته و در مواردى از جمله آزادى جنسى به ابتذال كشيده شدهاست. بگونهاى كه امروزه، نهاد خانواده در معرض متلاشى شدن قرار دارد.
با توسعه تكنولوژى، زرادخانه هاى اتمى و وسائل حمل و نقل، محيط زيست با فاجعه روبه رو شده است. دريا، جنگل، هواى مورد استنشاق و حتى لايه اذن در جو زمين، مورد تهديد جدى و در معرض نابودى قرار گرفته است.
تشديد فاصله طبقاتى در جوامع غربى، رشد بيكارى و افزايش شكاف بين كشورهاى غنى و فقير و عدم توانايى كشورهاى جهان سوم در بازپرداخت بدهيها، غرب را باركود و كسادى اقتصاد مواجه ساخته است.