دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
با توجه به نقش و كاركرد اجتماعى فرهنگ است كه «الى چينوى» «١» جامعه شناس معاصر، آن را مايه قوام جامعه انسانى دانسته، تصريح مىكند كه جامعه انسانى بدون فرهنگ نمىتواند وجود داشته باشد. «٢» به قول «امه سزر» متفكر سياهپوست، فرهنگ سرمايه ذاتى ملتهاست. ماهيت معنوى هر جامعه اى به فرهنگ اوست. اگر فرهنگ از يك ملّتى گرفته شود، او تنها فقير نشده، بلكه مسخ و بى روح گشته، انفعال پذير مىشود، بى اصالت گشته، آماده پذيرايى هر شكل و قالبى مىگردد. «٣» انواع فرهنگها الف- فرهنگ عام يا جهانى فرهنگ جهانى عبارت است از مجموعه ساخته ها و اندوخته هاى معنوىاى كه نسلهاى گوناگون و جوامع مختلف بر روى هم انباشته و بشريّت را از زندگى بدوى به كمال زندگى انسانى رساندهاند. «٤» به عبارت ديگر، برخى از وجوه فرهنگى، ريشه در طبع و فطرت انسانى داشته و در ميان تمام جوامع بشرى، مشترك است. گرايش به خداپرستى و دين، ارجگذارى به برخى ارزشهاى اخلاقى چون ايثار و مهمان نوازى، علاقه به نهاد خانواده و مانند آن نمونههايى از اين قبيل است.
ب- فرهنگ خاص هر جامعهاى از فرهنگ جهانى برخوردار است، با وجود اين، ملّتهاى مختلف داراى فرهنگهاى خاص خود هستند كه موجب تمايز آنان از يكديگر مى شود. هر ملّتى طرز تفكر، عادات و رسوم و فرهنگ ويژه خود را دارد. هر فرهنگى نيز راه خود را پيموده و بر روش زندگى مخصوص به خود اصرار مىورزد. «٥» فرهنگ و آداب دوستى و معاشرت