دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨
مشروعيت نظام مشروعيت نظام اسلامى به دو عامل بستگى دارد: نخست آنكه در چارچوب مقررات الهى بوده و مبتنى بر ارزشهاو معيارهاى پذيرفته اسلامى باشد؛ عامل ديگر، پذيرفته شدن آن توسط مردم وپشتيبانى ازجانب آنان است؛ زيرا آنگاه كه مردم، نظام اسلامى را نپذيرفته و به آن، گردن ننهند، اين نظام در عمل، قابليت تحقّق ندارد، چنان كه اصل اول قانون اساسى جمهورى اسلامى مقرر مىدارد:
«حكومت ايران، جمهورى اسلامى است كه ملت ايران بر اساس اعتقاد ديرينه اش به حكومت حق و عدل قرآن ... به آن رأى مثبت داد.» بيان مقام معظم رهبرى در اين زمينه چنين است:
«هيچ كس حق حاكميت بر مردم را ندارد، مگر آنكه داراى معيارهاى پذيرفته شده باشد و مردم او را بپذيرند.» «١» شيوه هاى مشاركت مردم در حكومت اسلامى الف- مشورت در قرآن و روايات، تأكيد زيادى بر مشورت و اهميت آن شده است و در عمل نيز، مشورت در حكومت پيامبر اكرم (ص) و زمامدارى حضرت على (ع) جايگاه ويژهاى داشت. رسول گرامى اسلام (ص) با انصار و مهاجران در مورد مسائل سياسى، اجتماعى و نظامى مشورت مىكرد و بدين طريق، اداره و اجراى حكومت اسلامى مدينه، توأم با عنصر مشورت بود. چنانچه پيامبر (ص) در جنگ احد، پس از مشورت و نظر اكثريت مبنى بر نبرد در خارج از شهر، على رغم عقيده خود، آن را پذيرفت. طرح سلمان فارسى مبنى بر حفر خندق دورادور مدينه در جنگ احزاب، پس از مشورت، مورد قبول واقع شد. «٢» اهتمام پيامبر اكرم (ص) به اصل مشورت بحدى بود كه آن حضرت همواره در هر كارى، نخست با ياران خود مشورت مىنمود و سپس بر آنچه خدا اراده كرده، اقدام