دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥

تكنولوژى مورد استفاده كشورهاى عقب نگه داشته شده، در اصل براى كشورهاى صنعتى طراحى گشته و همگى سرمايه برهستند، نه كاربر، از اين رو، استفاده از آن موجب بيكارى بيشتر مى‌گردد. «١» البته صادر كنندگان تكنولوژى، هرگز دانش فنى [دانش تكنولوژى‌] را به كشورهاى جهان سوّم نخواهند داد و به همين خاطر است كه ما هر روز شاهد وابستگى بيشتر كشورهاى عقب مانده به كشورهاى صنعتى هستيم.
وابستگى تكنولوژى به يك كشور معمولًا وابستگى فرهنگى را نيز به دنبال خواهد داشت؛ زيرا خصوصيت تكنولوژى معاصر اين است كه فرهنگ خاصى را نيز با خود به همراه مى‌آورد. اغلب مشاهده مى شود كه استفاده كنندگان از تكنولوژى يك كشور با گذشت زمان، پشتوانه فكرى و اخلاقى آن كشور را نيز مى‌پذيرند.
د- پايين بودن سطح زندگى‌ مسأله پايين بودن سطح زندگى، يكى از خصوصيات كشورهاى در حال توسعه است.
اين مطلب نه تنها در مقايسه با سطح زندگى مردم كشورهاى ثروتمند، بلكه در مقايسه با گروههاى كوچك ممتاز در داخل خود جوامع در حال توسعه نيز صادق است. اين ويژگى به اشكال مختلف نمود پيدا مى‌كند؛ از جمله درآمدهاى پايين، كافى نبودن مسكن، فقر بهداشتى، محدوديت يا فقدان آموزش و پرورش، نرخ بالاى مرگ و مير كودكان، گرسنگى و «٢» آمار كلى نشان مى‌دهد كه سطح‌درآمد سرانه در جهان سوّم بسيار اندك است. در سال ١٩٨٠ مجموع كل توليد جهان ٧٩٠٠ ميليارد دلار بوده كه سهم توليد جهان سوّم كمتر از ١٤٠٠ ميليارد دلار يعنى چيزى در حدود ١٧ درصد توليد را به خود اختصاص داده است. اين آمار گوياى آن است كه اين كشورها دو تا چهار هزار سال وقت لازم دارند تا اين شكاف عميق را پر كنند. نابرابرى در توليد، نابرابرى در توزيع در كشورهاى جهان سوّم را نيز به دنبال دارد. اگر اختلاف درآمد بين افراد ثروتمند و فقير را در همين كشورها در نظر بگيريم، شكاف شديدتر و عميقتر مى‌گردد. «٣»