دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩

ناشى مى‌شود، قابل منع و اجازه است. «١» از اين رو، در قوانين و مقرّرات، بيشتر به ابراز عقايد توجه شده است تا به نفس اعتقادات و باورها.
ج- آزادى بيان و قلم‌ يكى از مهمترين آزاديهاى اساسى، آزادى بيان و قلم (آزادى گفتار و نوشتار) مى‌باشد و آن عبارت است از اينكه انسان بتواند عقايد و تمايلات خود را با كمال آزادى و بدون فشار و آسيبى اظهار كند. گر چه آزادى يكى از آرمانهاى بشرى بوده، موجب رشد استعداد افراد مى‌گردد و تلاش و مبارزه بسيارى جهت تحقق آن به عمل آمده است، امّا از آن رو كه انسان ناچار به زندگى در جامعه بوده و با اصطكاك منافع مواجه خواهد شد، آزادى بايد داراى مرز مشخصى بوده و از حدّ اعتدال فراتر نرود. «٢» از سوى ديگر، آزادى مطلق، خطرناك بوده، موجب نابودى افراد ناتوان، «٣» تهديد حيات و امنيت جامعه و موقعيت كشور- بويژه در شرايط جنگى و بحرانى «٤» مى‌گردد.
ازاين روى، ابراز عقايد و تمايلات، نبايد بگونه‌اى باشد كه موجب بى‌اعتنايى به حقوق ديگران يا فرامين خداوند متعال گردد. قانون اساسى نيز شرط آزادى مطبوعات را عدم مغايرت آنها با مبانى اسلام و حقوق مردم دانسته است.
«نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آنكه مخلّ به مبانى اسلام ياحقوق عمومى باشند.» «٥» ليبراليسم (آزاديخواهى)