دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣

غربگرايى به آن جريانى اطلاق مى‌گردد كه در آن به اقتباس علوم و فنون از غرب اكتفا مى‌شود. اين اقتباس نه از روى شيفتگى و وابستگى به غرب است، بلكه به جهت جبران عقب ماندگى كشور و تأمين مصالح ملّى مى‌باشد. اين نوع اقتباس، با تشخيص و بصيرت، صورت گرفته و گرايشى آگاهانه براى اقتباس پاره‌اى از روشهاى غربى در علوم و تكنولوژى براى مقابله با استعمار است. «١» چنانچه از توضيحات فوق در باره غربزدگى و غربگرايى برمى‌آيد، تفاوت اين دو در اين نكته است كه در غربزدگى، نوعى شيفتگى به غرب نهفته است كه غربزده تمام ارزشها، معيارها و آداب و رسوم غربى را پذيرفته و ارزشها و سنّتهاى خود را عقب مانده توصيف مى‌كند، فرهنگ غرب را در تمام ابعادش مى‌پذيرد و از فرهنگ ملّى و دينى خود رويگردان مى شود، لكن در غربگرايى اين نوع شيفتگى وجود ندارد. واقتباس، تنها در علوم و تكنولوژى و شيوه‌هاى مديريت جامعه صورت مى‌گيرد. در غربگرايى انگيزه مقابله با غرب و استعمار ستيزى وجود دارد و اقتباس علوم غربى هم به منطور مقابله با اوست، در حالى كه در غربزدگى، اقتباس از غرب، شكل از خود بيگانگى به خود مى‌گيرد.
با وجود توصيه و تشويق اسلام و رهبران دينى به فراگيرى علوم از هر قوم و ملتى، دو نكته مهم را بايد به خاطر داشت.
اول آنكه، غربگرايى (اقتباس تكنولوژى از غرب) پيوسته معبر نيكويى براى غربزدگى بوده است. بسيارى از روشنفكران كه ادعاى برگرفتن صرف تكنولوژى از غرب را داشتند، بتدريج شيفته غرب گشتند.
دوم آنكه از خصوصيات تكنولوژى معاصر اين است كه فرهنگ خاصّى را با خود به همراه مى آورد كه استفاده كننده از آن بتدريج پشتوانه فكرى و اخلاقى آن را مى‌پذيرد. «٢» ريشه دانش اجتماعى(٢) ٨٤ علل و عوامل نهضت‌ها ص : ٨٤ هاى غربزدگى‌ راستى! چه شده كه شرق با وجود در برداشتن تمدنهاى اوليه بشرى و مسلمانان على رغم دارا بودن تمدن وفرهنگ غنى اسلامى، اين چنين چشم به دست غربيان دوخته اند؟!