دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٩
مىشود. اما آيين روح بخش اسلام نه تنها با مرور زمان كهنه و بىارزش نشد، بلكه بستر زمان و پيشرفت فرهنگ و تمدن بر طراوت و اهميت آن افزوده، همواره قلمرو آن گسترش يافته است تا آنجا كه هم اكنون بيش از پنجاه كشور جهان در زير لواى آن قرار گرفته، متجاوز از يك ميليارد انسان در جاى جاى كره خاكى به عشق آن زندهاند و به روش آن زندگى مىكنند. دكتر «گوستاولوبون» با تعجّب و شگفت مىگويد: با آنكه تمدنهاى زيادى در تاريخ به وجود آمده و سپس از بين رفتهاند، ولى تحوّلات زمان در دين اسلام هيچ گونه تغييرى نداده و اين دين همچنان از نفوذ بالايى برخوردار است. «١» ليكن شگفتانگيزتر اينست كه با آنكه دشمنان سرسخت اسلام در طول تاريخ، به ويژه در عصر حاضر به هر ريسمان پوسيدهاى بر ضدّ اين آيين پاك، دست يازيدند، سرزمينهايى مانند «اندلس» را به زور از زير پرچم مقدّس آن بيرون بردند و جنگهاى خانمانسوز صليبى را به راه انداختند، بيت المقدس و فلسطين را از پيكر جهان اسلام جدا كردند با وجود اين، سرزمينهاى بزرگتر و پرجمعيتترى مانند اندونزى، چين، هندوستان، «٢» بوسنى و هرزگوين و مانند آن با رغبت و اختيار افتخار پيروى آن را پذيرفتهاند و به قول «برنارد شاو»، فيلسوف انگليسى، قراين نشان مىدهد كه ايمان محمد (ص) مورد قبول اروپاى فردا خواهد بود. «٣» بىجهت نيست كه امام رضا (ع) فرمود:
آيين محمد (ص) جاويد است و تا روز قيامت نسخ نخواهد شد. «٤» حال با توجه به مطالب ياد شده، ممكن است اين سؤال به ذهن برخى خطور كند كه چطور ممكن است يك دين با همه زمانها و مكانها و در هر شرايطى قابليت انطباق داشته باشد؛ هم دين مردم ١٤٠٠ سال پيش باشد و هم در عصر اتم و دنياى متمدن كارآيى داشته باشد و همواره زنده و جاويد بماند. حاصل اينكه علل جاودانگى اسلام چيست؟