دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
درس ششم چهره واقعى تمدن غرب ريشههاى تمدن غرب علل و عوامل شكوفايى تمدن مغرب زمين از مباحثى است كه انديشه بسيارى از متفكرين را به خود مشغول كرده است. آنان درصدد يافتن عواملى هستند كه در تحوّل و ترقّى مدنيّت غربى نقش مؤثرى ايفا كردهاند.
هر چند استناد تحوّل فوق به يك يا دو عامل، دور از واقعيّت است و يافتن تمام عوامل، كارى بسى دشوار، لكن مىتوان علتهاى كليدى واصلى اين امر را تبيين كرد.
الف- شرايط روانى و اجتماعى قرون وسطى قرون وسطى، اصطلاحى است كه به دورهاى خاصّ از تاريخ غرب اطلاق مىگردد.
بيشتر مورّخان، شروع قرون وسطى را مصادف با فروپاشى امپراتورى رم غربى در سال ٤٧٦ ميلادى مىدانند. «١» پايان قرون وسطى همزمان با متلاشى شدن امپراتورى روم شرقى بود؛ «٢» همان دولت قدرتمندى كه مسلمانان به مدت چندين قرن با آن مبارزه كردند و در نهايت، توسط سلطان محمد فاتح- پادشاده عثمانى- در سال ١٤٥٣، از صحنه دولتهاى جهان محو گرديد.
از مشخصه هاى بارز اين دوران هزار ساله، اقتدار كليسا، نفوذ دستگاه پاپ، جنگهاى مذهبى، دستگاه تفتيش عقايد و عقب افتادگى در كاروان تمدن و علم بود. كليسا، نظام