دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
مىسازد. به عبارت ديگر، با آنكه انسان خود موجودى انتخابگر است، در عين حال، انتخاب او در بسيارى از موارد، در محدودهاى است كه فرهنگ براى او تعيين كرده است. بدين ترتيب، فرهنگ آن چنان با شخصيت افراد توأم مىگردد كه بيشتر رفتار آنان به اقتضاى آن تحقّق مىيابد. «١» ب- كاركرد فرهنگ در زندگى اجتماعى و گروهى نقش و كاركرد فرهنگ در زندگى اجتماعى بر كسى پوشيده نيست. زندگى شرافتمندانه اجتماعى تنها در پرتو ايجاد هماهنگى و نظم در رفتار افراد جامعه امكان پذير است. فرهنگ عامل اصلى و اساسى ايجاد چنين نظم و هماهنگى مى باشد، اگر فرهنگ مشتركى وجود نداشته باشد و هركس به دلخواه خود عمل كند، جامعه دستخوش هرج و مرج و نابسامانى خواهد شد. همچنين فرهنگ، تداوم بخش ارزشهاى جامعه و عامل انسجام آن محسوب مىگردد؛ زيرا فرهنگ است كه افراد و گروههاى مختلف را به صورت يك مجموعه اجتماعى يا ملّى متشكل مىسازد و دستاوردهاى نسلهاى پيشين را به آنان سپرده، موجب مىگردد با وجود جابه جايى نسلها، شخصيت و هويت ويژه جامعه حفظ گردد. علاوه براين، فرهنگ به عنوان يك عامل مهمّ كنترل اجتماعى نيز به شمار مىآيد، چرا كه فرهنگ تنها عامل نگهدارنده ارزشها و معيارهاى هر جامعه است كه رفتارها و فعاليتهاى آن جامعه را كنترل مىكند. «مالك بن نبى» فرهنگ را گهواره سازنده شخصيت انسان، زمينه ساز تربيت و اجتماعى شدن او و موجب هدايت فرد و جامعه مىداند. «٢» يكى از جامعه شناسان معاصر مىگويد:
فرهنگ، يكى از استوارترين پايههاى همبستگى اجتماعى را فراهم مىكند. فرهنگ، الهام بخش و فادارى و فداكارى در راستاى اهداف جامعه است.» «٣»