دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
خلاصه واژههاى فرهنگ و تمدّن، رابطه نزديكى با يكديگر دارند تا جايى كه برخىاز جامعه شناسان، درتعريف هر يك از اين دو، ديگرى را نيز گنجانيدهاند.
به لحاظ گستردگى معناى فرهنگ، تعريف هاى متنوعى از آن به دست آمده است كه هيچ كدام خالى از ايراد نيست. به نظر مىرسد، درميان تعريفهاى گوناگون، تعريفى كه مالك بن نبى از فرهنگ ارائه كرده، جامع و دقيقتر باشد كه به موجب آن، فرهنگ هم مايه تلاش و حركت و هم دستاورد فكرى تلاش ملتها مى باشد.
اكتسابى و انتقالى بودن فرهنگ، ماهيت جمعى داشتن و گروهى بودن و همچنين انسجام و هماهنگى ميان عناصر و اجزاى گوناگون فرهنگ، از جمله مهمترين مشخصههاى فرهنگ به شمار مىآيند.
تمدّن، مربوط به شكل زندگى انسان بوده و ع دانش اجتماعى(٢) ٣٢ دين و تمدن ص : ٣١ بارت است از: مجموعه دستاوردهاى مادى بشر.
گرچه تمدّن به معناى شهرنشينى است، ولى شهرنشينى يكى از اجزاى تمدّن است؛ براى تحقق تمدن، بايد اجزاى ديگر آن از قبيل صنعت، تكنيك و مانند آن نيز فراهم شود.
فرهنگ و تمدّن، مشابهتها و تفاوتهايى با يكديگر دارند كه با دانستن آنها، مرز دقيق ميان آن دو مشخص مىشود.
تمدّن و تجدّد با هم فرق دارند. تجدّد، نوعى خود باختگى و تقليد كوركورانه از سبك زندگى غربى است، در حالى كه در تمدّن، نوعى خلّاقيت، ابتكار و خود اتّكايى وجود دارد.