دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨
تمدّن يا تجدّد در نيم قرن اخير مرز ميان تمدّن و تجدّد ناديده گرفته شده است. عدهاى از مردم، بويژه قشرهاى روشنفكر غربگرا، چنين انديشيدهاند كه تمدّن و تجدّد دو واژه مترادفند، در حالى كه تجدّد يك پديده اجتماعى ديگرى است و ارتباطى با تمدّن ندارد. تجدّد (نوگرايى) در اصطلاح، به معناى تقليد سبك زندگى غربى و كنارگذاشتن شيوههاى رفتار سنّتى جامعه خود است. تجدّد، نوعى خود باختگى است. متجدّد به كسى مى گويند كه ارزشها، هنجارها، راه و رسم و عادات غربيها را در پيش گيرد و از لباس و آرايش و ساير خصوصيات غربى تقليد كند، در حالى كه تمدّن، دستاورد و ميراث نسلهاى متمادى جامعه است كه بنابه اقتضاى محيط و ساختار فرهنگى، در يك سرزمين به وجود مى آيد. تمدّن، درجه متعالى رشد فرهنگى و اجتماعى انسان است، در تمدّن، نوعى خود جوشى و آزادى از تقليد و رسيدن به مرز آفرينندگى وجود دارد. «١» البتّه وقتى يك تمدّن به وجود آمد، عناصر مثبت و سازنده اى را كه با نيازهاى واقعى جامعهاش و شرايط تاريخى و اصول مكتبى و نظام ارزشى آن، موافق و سازگار بود، از ساير ملتها جذب مىكند. بدين سان، آنچهكه در بسيارى از كشورهاى جهان سوم مشاهده مىگردد، نوعى تجدّد و خود باختگى است، نه تمدّن.
هدف غربيها از تلفيق تجدّد با تمدّن اين بود كه فرهنگ و تمدّن اصيل كشورهاى جهان سوم مانع اقدامات سود جويانه و سلطه جويانه غربيها دراين كشورها مىشد به همين جهت دست به كار شدند تا با به كارگيرى شيوههاى مختلف، «تجدّد» را به جاى «تمدّن» جا بزنند تا منافع استعمارى خود را در اين كشورها تأمين كنند. «٢»