دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣
انجام هيچ عملى رو گردان نبودند. آنها به جاى استفاده از مردان براى كار در كارخانهها، كودكان و زنان را به استخدام در مىآوردند؛ زيرا مىتوانستند به آنها دستمزد كمترى پرداخت كنند. اين امر باعث بىكارى مردان و گسترش فقر مىشد، زيرا دستمزدهاى كودكان و زنان ناچيز بود، ولى كار در كارخانه براى آنها سخت و طاقت فرسا، به طورى كه پس از مدتى كار، بطور معمول توان خود را براى كار كردن از دست مىدادند. «١» شرايط بد اجتماعى حاكم بر جوامع اروپايى در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادى موجب بروز اعتراضاتى عليه نظام سرمايهدارى حاكم بر آن كشورها شد. نويسندگان، هنرمندان و متفكران اجتماعى از يك سو و گروههاى كارگرى از سوى ديگر، به مقابله با نظام سرمايهدارى و اخلاق سودجويانه آن پرداختند و طرحهايى را براى اصلاح جامعه و رفع فقر عمومى ارائه دادند. «٢» طرحها و انديشههاى ارائه شده بيشتر در صدد رفع فقر و نابسامانىِ طبقات متوسط جامعه بود. آنها با تأكيد بر استقرار مالكيت عمومى به جاى مالكيت خصوصى، عقيده داشتند كه ريشه همه بدبختيهاى اجتماعى را بايد در وجود نظام سرمايهدارى جستجو كرد، از اين رو پيشنهاد مىكردند كه براى ايجاد عدالت اجتماعى، سازمان اجتماعى و اقتصادى سرمايهدارى تغيير يابد. «٣» بىتوجهى سرمايهداران و صاحبان صنايع به مشكلات اجتماعى و اقتصادى كارگران و طبقات متوسط و پايين جامعه، موجب شد تا اعتراضات موجود بر ضد نظام سرمايهدارى حاكم، گسترش يافته و شكل منسجمى به خود بگيرد. بتدريج اتحاديههاى كارگرى در كشورهايى چون انگلستان و آلمان به وجود آمد. اين اتحاديهها خواستار گفتگو با صاحبان صنايع در مورد مسائلى چون ميزان دستمزدها، ساعت كار و شرايط كار بودند. «٤» بتدريج بر تعداد اعضاى اين اتحاديههاى كارگرى افزوده مىشد و رهبران اتحاديهها نسبت به وجود يك برنامه عملى براى ادامه و گسترش فعاليتهاى خود،