دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
درس يازدهم دموكراسى از ديدگاه اسلام يكى از موضوعاتى كه درعصر حاضر، بويژه پس از تأسيس نظام جمهورى اسلامى ايران، اذهان را متوجه خود كرده، مسأله دموكراسى از نظر اسلام، نقش مردم در تحقق و تداوم حكومت اسلامى و تصويب قوانين است.
اصول دموكراسى غربى از ديدگاه اسلام الف- انسان گرايى (اومانيسم)
اساس دموكراسى غربى را «انسان محورى» (اومانيسم) تشكيل مى دهد، بدين معنا كه قبل از هر چيزى خواسته هاى افراد مورد توجه بوده و تمام امكانات مادى و معنوى و حتى قانونگذارى بايد در اين راستا به كار گرفته شود. براساس اين نظريه، انسان مركز ثقل و محور تمام ارزشها بوده و اصالت، تنها به اراده و خواست او اختصاص دارد. قانون بشرى كه بازتاب اراده وخواست انسان است، به جاى قانون الهى قرار مىگيرد. حاكميت خداوند بر انسان، در حكومت اسلامى، جاى خودرا به حاكميت ملّى مى دهد و انسان محورى به جاى خدا محورى مىنشيند. پيدايش «اومانيسم» به شكل كنونى، به دوران رنسانس بر مىگردد كه در برابر مسيحيت و انديشه دينى، در صحنههاى سياسى، اجتماعى، اعتقادى و اخلاقى ظاهر گشت. بدين ترتيب كليه نظامهاى عقيدتى و مكاتب سياسى- اجتماعى كه پس از رنسانس به وجود، آمدهاند، مبتنى بر اومانيسم يا انسانگرايىاند. «١» انسان گرايى با اين مفهوم، نمى تواند مورد قبول اسلام باشد؛ زيراطرفداران اين نظريه به بهانه رها ساختن انسان از خود بيگانگى، او را دچار از خود بيگانگى و از مبدأ