دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦

نماينده و هيأت حاكمه نيست؛ بلكه شهروندان بايد بطور دائم از راه گفتار، نوشتار و نظارت در كيفيت اعمال دولتمردان مؤثر واقع شوند. به عبارت ديگر، علاوه بر آنكه مردم هيأت حاكمه را انتخاب مى‌كنند، اعمال زمامداران و نهادهاى حكومتى نيز، تحت نظارت و كنترل آنان قرار دارد.
ب- حكومت اكثريت و احترام به اقليت‌ از آنجا كه هيچ جامعه و ملتى يافت نمى‌شود كه همه افراد و اعضايش نسبت به سرنوشت خود اتفاق نظر داشته باشند، گرو هها و احزاب هنگام انتخابات عمومى و گزينش زمامداران، در برابر هم صف آرايى كرده به رقابت مى پردازند. هركس در اين روند، اكثريت آرا را به خود اختصاص دهد، براى مدت معينى زمام امور جامعه را در دست مى‌گيرد. اقليّت نيز از حمايت قانون برخودار بوده، حق اظهار نظر دارد. آنان چه بسا در صدد هستند كه نقاط ضعف عملكردهاى حكومت را پيداكرده، از آن انتقاد نمايند تا مردم عادى و غير حزبى را با خود همداستان نموده و به تدريج به اكثريت تبديل گردند.
ج- توزيع خردمندانه قدرت‌ رژيم «مردم سالارى»، مخالف تمركز قدرت و خود كامگى است، زيرا وقتى حاكميت متعلق به جماعت مردم باشد، ديگر با حاكميت يك شخص يا گروه محدود، سازگار نيست؛ حتى نمايندگان برگزيده از سوى مردم نيز، تنها در محدوده قانون داراى ميزانى از قدرت بوده و از مرزهاى قانونى نمى توانند پا را فراتر بگذارند. در اين نظام، نهادهاى سياسى بگونه‌اى با تدابير و شيوه‌هاى فنى سازماندهى شده اند و قدرت سياسى بين آنها توزيع گرديده كه خطرات اقتدار گرايى و تهديدات تمركز قدرت، به حداقل كاهش مى‌يابد. «١» انواع دموكراسى‌ نظام دموكراسى را از جنبه هاى گوناگون مى توان تقسيم كرد؛ از جهت شيوه اعمال‌