دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨

قائل گردد. اين معنا در غرب، با عكس العمل جدّى كليسا روبه رو شده، موجب كشمكشهاى طولانى و شديدى گرديد تا آنكه در آغاز رنسانس، جنبش بزرگى در راه رهايى انديشه از قيد و زنجير كليسا پديد آمد. سرانجام در قرن هجدهم/ م فلاسفه جهان با جرأت و شهامت به طرح جدّى مسأله پرداخته، آن را به صورت اعلاميه حقوق بشر به جهانيان عرضه كردند. در اين روند، كليسا به مقاومت پرداخته و اصل آزادى انديشه را محكوم كرد. آزادفكران نيز گردهم جمع شده دست به مبارزه همه جانبه فلسفى، دينى و سياسى عليه كليسا زدند. امروزه آزادى انديشه به عنوان يكى از آزاديهاى اساسى مطرح مى‌باشد. «١» ب- آزادى عقيده‌ يكى ديگر از آزاديهاى اساسى، آزادى عقيده است؛ به اين معنا كه شخص، حق داشته باشد هرگونه باورى نسبت به مسائل مختلف- نظير اخلاق، مذهب، سياست و فلسفه- داشته باشد، بدون آن كه از اين لحاظ، متحمل صدمه و فشار در زندگى اجتماعى خود گردد. «٢» در مكتب اسلام، انسان، بنا به اراده و مشيت الهى، در انتخاب راه آزاد بوده، امكان انتخاب هر عقيده‌اى، اعمّ از حق و يا باطل، براى او وجود دارد.
«انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً» «٣» ما راه را به او نشان داديم، خواه شكر كند و بپذيرد و يا طرد نموده و قبول ننمايد.
اصل ٢٣ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در اين زمينه مقرّر مى‌دارد:
«تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمى‌توان به صرف داشتن عقيده‌اى مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.» بديهى است، نفس «عقيده» كه به معناى باور و تصديق درونى است، يك عمل اختيارى نيست كه قابل منع يا اجازه باشد، بلكه التزام به يك سلسله اعمالى كه از عقيده‌