دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨

قبيل سوئد را جايگزين ساخت، مدارس دينى را بست و به جاى آن مدارسى به سبك اروپايى با آموزشهاى ضد دينى داير كرد، رسم الخط تركى را از «عربى» به «لاتين» تغيير داد و پيوند مسلمانان اين كشور را با اسلام بريد، ممنوعيت حجاب اسلامى، به ترويج فرهنگ بى بند و بارى و ممنوعيت تبليغ اسلام در دانشگاهها و ساير مكانها بجز مسجد از ديگر اقدامات اوست. «١» در ايران نيز دو مرحله غربگرايى و غربزدگى را مى‌توان مشاهده كرد. از دوران صفويه مى توان آثار غربگرايى را بطور پراكنده ديد، اماغربگرايى به معناى دقيقش از اوايل دوران قاجار آغاز مى‌شود. شكست ايران در جنگ با روسيه و تحميل عهدنامه تركمانچاى (١٢٤٤ ه. ق/ ١٨٢٨ م) د ر زمان فتحعليشاه، ايرانيان و اميران ايشان‌را متوجه وضع نابسامان و ضعف بنيه نظامى ايران كرد. عباس ميرزا و اميركبير به ترتيب نقش عمده‌اى در بازسازى و غربگرايى ايران دارند. عباس ميزرا كه خود در جريان جنگهاى ايران- روس فرمانده كل امور جنگى بود، شكست ايران را به دليل نداشتن بنيه نظامى و سازمان كهنه ارتش مى‌دانست؛ از اين رو، برنامه بازسازى ارتش و به كارگيرى تكنيك و تاكتيك جديد را آغاز كرد. او در اين انديشه بود كه علل پيشرفت غرب را بيابد و در ايران پياده كند. «٢» وى دست به ايجاد مطبعه (انتشارات) و ترجمه كتابهاى خارجى و آموزش زبانهاى اروپايى زد.
امير كبير نيز با فرستادن دانشجو به اروپا، ترجمه كتابهاى خارجى، تأسيس دارالفنون و تأسيس نخستين روزنامه در ايران، سياستهاى عباس ميرزا را تعقيب كرد. او با آوردن اساتيد و مستشاران فرانسوى و اتريشى، به تعليم دانشجويان ايرانى در داخل پرداخت. «٣» پس از امير كبير، اين روند ادامه داشت و بتدريج سيستم ادارى و تأسيس وزارتخانه‌هاى جديد و برخى از نهادهاى اقتصادى غرب همچون بانك و سپس تجهيزات مخابرات و ديگر فراورده هاى صنعتى غرب وارد اين كشور گرديد.
در مرحله بعد كه ادامه همان مرحله قبل بود، غربزدگى و تقليد كوركورانه از غرب و