دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
و داشتن موقعيت مناسب جغرافيايى و زمينهاى وسيع و آباد داراى استعداد شگرفى براى تجارت و بازرگانى بود، كشف گرديد. «١» با كشف راههاى دريايى، استعمار آغاز و بتدريج توسعه پيدا كرد. اروپا با تسلط بر درياها، وارد قاره نو (امريكا) گرديد و با منزوى ساختن بوميان سرخ پوست، اين قاره را به مستعمره خود تبديل ساخت «٢» استعمارگران باورود به قاره افريقا و استثمار بوميان سياه پوست و نفوذ به شرق و تأسيس كمپانى هند شرقى و تسلط بر مالزى و اندونزى، اندوخته هاى مالى فراوانى به دست آوردند و زمينه ظهور انقلاب صنعتى انگلستان در قرن هيجده را فراهم كردند.
دانش اجتماعى(٢) ٧٣ ريشه هاى غربزدگى ص : ٧٣ انقلاب صنعتى، شرايط را براى ظهور امپرياليسم و استثمار ملل محروم در سه زمينه «منابع و مواد اوليه»، «بازار فروش» و «نيروى كار ارزان» فراهم كرد. در واقع تداوم انقلاب صنعتى احتياج به سه فاكتور داشت: اول سرمايه كافى، دوم، بازار مصرف، سوم، مواد اوليه و نيروى كار ارزان. آنها سرمايه را از طريق بازرگانى و به دست گرفتن شاهراههاى حياتى اقتصاد جهانى، بازار مصرف را از راه گشودن بازار مستعمرات به سوى كالاهاى غربى و نيروى كار را با تصرف سرزمينهاى ديگر و استثمار مردم آن، به دست آوردند.
روش اروپا براى بهره مندى از نيروى كار ارزان، در ابتدا، احياى برده دارى بود. در يك آمار كلى و تقريبى تعداد ٠٠٠/ ٦٥٠/ ١٤ برده از آفريقا به آمريكا تعداد ٠٠٠/ ٥٠٠/ ٣ برده از آفريقاى باخترى به هند غربى گسيل داده شد. ميليونها آفريقايى در سرزمينهاى خويش، به بردگى گرفته شدند. دزديدن كودكان و زنان و حتى مردان و گماردن ايشان در كارگاههاى ترسناك در قرن هفده و هيجده امرى شايع و رايج بود. «٣» به هر حال، عقب ماندگيهاى قرون وسطى، بهره مندى غرب از تمدن مشرق زمين و استعمار و استثمار ديگر ملل، زمينه ساز تمدن كنونى غرب بوده كه در بررسى چهره كنونى تمدن آن بايد مورد توجه باشد.