دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

فرهنگ و جنگ بمراتب بر تمدن عيسوى، افضل است.» «١» سفر به كشورهاى اسلامى‌ اروپا بتدريج نسبت به علوم، رونق اقتصادى و امنيت مشرق زمين آگاه گرديد. يكى از راههاى اين آشنايى، مسافرت اتباع اروپا به اين كشورها بود. مسافران، هنگام بازگشت به ميهن، رفاه و امنيت ملتهاى شرق را به اطلاع هموطنان خود مى‌رساندند. در خاطرات ماركوپولو، به تفصيل نظام ادارى، اقتصادى، قضايى و حقوقى ملل اسلامى و خاور دور تشريح شده بود. او پيشرفتهاى مشرق زمين را در زمينه‌هاى نظامى، معمارى، هنر و صنعت به هموطنان و زمامدارن خود گوشزد كرده و ايشان را به سوى آن ترغيب كرد. «٢» اسپانيا و سيسيل:
اين دو منطقه كه از متصرفات مسلمانان در اروپا بودند، از علوم و فنون بهره‌مند شده، از رفاه و نظم و امنيت برخوردار گرديدند. اطلاعات و علوم جديد، به دليل نزديكى اين كشورها با اروپا و تماس با عيسويان بتدريج روانه اروپا گشته، مردم آن ديار را به تحّرك و اداشت كه به سهم خود، عاملى مهم در ايجاد بناى تمدن غرب محسوب مى گر دد. «٣» ج- استعمار مهمترين عنصر پيشرفت و ترقى اروپا، استعمار بود. در واقع، ريشه تمدن غربى با «استعمار» رشد و قوام يافت. اروپاييان، براى خارج شدن از انزوايى كه در خشكى با آن مواجه بودند، «٤» راه دريا را پيش گرفتند. آنان ناوگان تجارى و نظامى خود را در اقيانوسها توسعه داده، توانستند دماغه اميد نيك را دور زده، به هند برسند. «٥» اين اكتشاف، مرز شرق را از طريق دريا بر روى اروپاييان گشود. قاره جديد آمريكا نيز كه به دليل بكر بودن‌