دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
در آمد سرشار اين كشورها، نه حكايت از توسعه اقتصادى آنها مى كند و نه از وجود توزيع عادلانه ثروت، بلكه بيگانگان با به غارت بردن منابع و محصولات اين كشورها، وابستگى اقتصادى، تكنولوژيكى و سياسى آنان را آماده يا تشديد مىكنند.
كشورهاى عقب نگهداشته شده، حدود ٢٣ جمعيّت دنيا را تشكيل مىدهند، درحالى كه ازنظر برخوردارى از امكانات زيستى و رفاهى در سطح بسيار پايين ترى از ١٣ باقيمانده قرار دارند. دليل اين امر آن است كه سياست دولتهاى استعمارگر باعث عدم تعادل در توليد، توزيع و مصرف شده است. «١» علل عقب ماندگى از آنجا كه براى درمان هر دردى، اولين قدم، شناسايى درد است، در اين قسمت به پارهاى از مهمترين علل عقب ماندگى كشورهاى ضعيف كه توسط صاحب نظران اقتصاد توسعه مطرح شده، اشاره مىكنيم. بطور قهرى، از اين رهگذر، علل و عوامل دانش اجتماعى(٢) ٥٢ الف - وابستگى مالى ص : ٥٢ توسعه و پيشرفت «كشورهاى توسعه يافته» نيز روشن خواهد شد.
الف- عامل جغرافيايى (شرايط اقليمى):
گفته مىشود كه تمام كشورهاى توسعه يافته در مناطق معتدل و بيشتر كشورهاى عقب مانده در مناطق گرمسير و بدآب و هوا قرار دارند. هواى گرم و نامناسب باعث كاهش بارورى زمين و به وجود آمدن بسيارى از بيماريها و خيلى از مشكلات ديگر مىشود. «٢» اين عامل نمى تواند به عنوان عامل اساسى براى عقب ماندگى به شمار آيد و در حقيقت، خود نيز معلول عقب ماندگى است؛ زيرا با تكنولوژى پيشرفته مىتوان بسيارى از اين زمينها را بارور، بيماريها راريشه كن و مشكلات را برطرف كرد.
علاوه بر اين، اگر عامل جغرافيايى را به عنوان عامل اساسى بپذيريم، بايد كشورهاى اروپايى از نظر تاريخى همواره پيشرفته بوده باشند، در حالى كه در طول هزاران سال، خاورميانه و هندو چينازنظر فنى، علمى، فرهنگى و اقتصادى بر اروپا برترى داشتهاست.