دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
در ميان ملّتهاى مسلمان با آنچه كه در جوامع سرمايه دارى رايج است، فرق دارد؛ چنان كه فرهنگ لباس و نحوه پوشش بدن در ميان زنان و مردان مشرق زمين، بويژه مسلمانان، با غربيها تفاوت آشكار دارد. علاوه بر اين، در درون هر فرهنگ، الگوهاى متنوّعى نيز ديده مىشود كه اصطلاحاً «خرده فرهنگ» يا «پاره فرهنگ» نام دارد كه در عين ارتباط كامل با فرهنگ كلّ جامعه و داشتن وجوه اشتراك با آن، داراى ويژگيها و اختلافاتى نيز هست.
پاره فرهنگ عبارت است از: فرهنگى كوچكتر در داخل يك فرهنگ بزرگتر كه على رغم ويژگيهاى خاص آن به عنوان جزئى از يك نظام فرهنگى گسترده به حساب مىآيد، مثل فرهنگهاى مذهبى قومى، منطقهاى، رفتارى و شغلى و پاره فرهنگهايى كه بر اثر مهاجرت از يك كشور به كشور ديگر به وجود مى آيدو يا پاره فرهنگهاى انحرافى كه در گروههاى بزهكار مثل معتادين، زندانيان، گروههاى سياسى و افراطى و دستجات بزهكار و ... وجود دارد. اعضاى اين قبيل دستجات از لحاظ رفتار، باورها و هنجارها با فرهنگ عمومى و مسلط جامعه تفاوت دارند و به عبارتى ضد فرهنگ ناميده مىشوند. اين گونه افراد حالتى برخلاف همه ارزشهاى فرهنگ مسلط جامعه به خود مى گيرند كه منجر به تضاد فرهنگى مىگردد. «١» فرهنگ گروههاى جنسى (زنان، مردان)، گروههاى سنّى (پيران، جوانان)، اقشار اجتماعى و شغلى (كارگران، روحانيون، دانشگاهيان، نظاميان و غيره) نمونه هايى از خرده فرهنگ هستند. تا زمانى كه جنبههاى اشتراك خرده فرهنگها بر اختلافات آن، چيره باشند، يگانگى فرهنگى در سطح جامعه محفوظ مىماند، ولى هرگاه وجوه اختلافات بر اشتراكات فزونى يابند، يگانگى فرهنگى متزلزل شده و پريشانى در فرهنگ جامعه راه مىيابد. «٢» به همين دليل، گروههايى، كم و بيش در هر جامعه اى وجود دارند كه فرهنگ و رفتار آنان معارض با فرهنگ اكثر اعضاى جامعه است، نظير «غربزده ها» در كشورهاى اسلامى كه همواره داراى خرده فرهنگ معارض با فرهنگ جوامع اسلامى هستند. با اين بيان، آنچه كه نقش اساسى درشكل دهى شخصيت افراد داشته و موجب پيوند آنان مىگردد و در حفظ استقلال سياسى، اجتماعى، نظامى و اقتصادى آنان نقش بنيادين دارد، عبارت است از: فرهنگ خاص، نه فرهنگ جهانى و يا