دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧

كه يك ارتش منظّم شرقى مى‌تواند فانتومهاى ساخت آمريكا را به كارگيرد بى آنكه از اين جهت، از ارزشهاى فرهنگى خود غافل شوند. ولى در مورد فرهنگ چنين نيست؛ هر ملّتى فرهنگ ويژه خود را دارد براى مثال كشورهاى غربى باوجود اينكه از لحاظ علم و دانش بسيار پيشرفته هستند، ولى از نظر فرهنگى منحط شده و به دوران جاهليت نزديك شده‌اند.
ب- اشتراكات‌ ١- هر دو ميراث نسلهاى متمادى‌اند (ماهيتى تدريجى دارند): فرهنگ و تمدّن، از پديده‌هايى نيستند كه يك شبه و يا يك ساله تحقق يابند، بلكه ميراث و دستاورد نسلهاى متمادى ملتّها هستند كه در بستر زمان به وجود آمده، رشد يافته و به كمال مى‌رسند. «١» به عنوان مثال، مسائلى همچون عدالت خواهى، حقوق بشر، مبارزه با تبعيضات، عزّت نفس، زيربار ذلّت نرفتن، شعر، هنر، فلسفه، همچنين مسكن، شهر صنعت، تجارت، معمارى و نظاير آن، عناصرى از فرهنگ و تمدّن هستند كه همواره وجود داشته‌اند. البتّه در مواردى، گذشت زمان و پيدايش نيازهاى جديد و شرايط تازه موجب رشد و پيشرفت اين امور مى‌شوند، چنان كه زمانى هم ممكن است شرايط ديگرى موجب افول و انحطاط اينها گردند. چه آن رشد و چه اين افول، هيچ كدام به صورت جهش و دفعى تحقق نمى‌يابند. هيچ گاه غرب به صورت دفعى به تمدّن فعلى دست نيافت، چنان كه هيچ وقت ملّتهاى مسلمان نيز بطور ناگهانى و جهشى سابقه تمدّن و پيشرفت‌هاى شگرف خود را از دست نداده‌اند.
٢- پديده‌اى اجتماعى‌اند: فرهنگ و تمدّن، از پديده هاى اجتماعى در جامعه هستند كه به وسيله اجتماع افراد تحقق يافته، رشد مى كنند و به نسلهاى آينده و يا جوامع ديگر انتقال مى يابند. جامعه است كه تمدّن را مى سازد و يا هنجارهايى را به عنوان فرهنگ ايجاد مى‌كند و آن را مى پرورد، بنابراين، فرد انسانى به تنهايى قادر به ساختن فرهنگ و تمدّن و يا عنصرى از آن دو نخواهد بود، جز آنكه از سوى محيط و جامعه مورد پذيرش قرار گيرند. «٢»