دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
٤- بخش چهارم به بيان روابط كمونيستها با ساير احزاب و گروهها اختصاص دارد. «١» «مانيفست حزب كمونيست» به صورت اساسنامه و برنامه عملى جنبشهاى سوسياليستى درآمد و پيروان ماركس به شرح و تفسير اين بيانيه پرداختند. بر اساس تفسيرها و برداشتهاى مختلفى كه از انديشههاى ماركس شد، گروهها و جريانهاى متعددى در انديشههاى سوسياليستى شكل گرفتند كه متأثر از افكار ماركس مىباشند.
بررسى همه گروههاى سوسياليستى و ماركسيستى در اينجا امكان پذير نيست، ولى مىتوان همه گروهها و جريانهاى مربوط به مكتب سوسياليسم و همچنين مكتب ماركسيسم را به دو دسته اصلى تقسيم كرد.
١- سوسياليسم دموكراتيك يا اصلاح طلب:
سوسياليستهاى دموكراتيك عقيده دارند كه اصول و برنامههاى سوسياليستى براى بيشتر مردم داراى جذابيّت است؛ بنابراين اگر از روشهاى قانونى براى به دست آوردن قدرت سياسى استفاده شود، مردم به آنها رأى خواهند داد.
٢- سوسياليسم انقلابى:
سوسياليستهاى انقلابى عقيده دارند كه از راههاى مسالمت آميز و قانونى نمىتوان نظام سوسياليستى ايجاد كرد. به نظر اين گروه بايد نظام سرمايهدارى را با انقلاب و خشونت از ميان برداشت و سپس نظام سوسياليستى را جايگزين آن كرد. «٢» ويژگيهاى نظامهاى سوسياليستى «اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى (سابق)» قديمىترين نظام سياسى سوسياليستى بود كه در آغاز آخرين دهه قرن بيستم از هم فرو پاشيد. اين نظام سياسى كه الگو و الهام بخش بسيارى از كشورهاى جهان بود، به وسيله فردى به نام «لنين» پايهريزى شده بود. او پس از استقرار سوسياليسم در سرزمين روسيه به صدور انقلاب به ساير