دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
تغييرات آن بپردازند. هدف آنها پيشگويى حوادث احتمالى در آينده و تحليل اتفاقاتى بود كه هر روز به وقوع مىپيوست. بنابراين ستاره شناسى يا اختر گويى اولين تلاش انسان براى شناخت جهان و محيط پيرامون خود و همچنين تحليل حوادثى كه در آنها به وقوع مىپيوست، به شمار مىآيد.
اولين انديشههاى اجتماعى و سياسى در تاريخ باستان نخستين تمدنها در شرق ظهور كردند، امّا در زمينه تفكر درباره مسائل سياسى اجتماعى پيشرفتهاى زيادى حاصل نگرديد. پس از آنكه تمدن شرقى از طريق ايران و مصر به يونان راه پيدا كرد، متفكران يونانى بر آن شدند تا به بررسى مسائل جامعه خود بپردازند.
اوّلين اقدام با كمك گرفتن از علم ستاره شناسى انجام شد. فيلسوفان يونانى سعى كردند تا چگونگى پيدايش جهان را دريابند. آنها عقيده داشتند كه جهان آفرينش از مادّه اوليّه مخصوصىساخته شدهاست، ولى در مورد جنسآن مادّه اوليه بايكديگراختلاف داشتند. «١» پاسخهاى مختلف و در برخى موارد متناقض فيلسوفان يونانى درباره جنس ماده اوليه جهان، باعث شد تا عدهاى به اين فكر بيفتند كه تلاش براى يافتن ماده اوليه كار بيهودهاى است. اين گروه جديد از متفكران يونانى كه دست اندر كار تعليم و تربيت جوانان يونان بودند عقيده داشتند كه به جاى بررسى جهان هستى و طبيعت بايد به انسان توجّه كرد و او را معيار و ملاك همه چيز قرار داد. «٢» اين گروه از دانشمندان يونانى به نام «سوفسطاييان» مشهور هستند.
انديشههاى سوفسطاييان تأثير زيادى بر متفكرين بعدى گذاشت. سقراط كه از مشهورترين فلاسفه يونان است، با الهام از سوفسطاييان به شاگردان خود مىگفت:
«... به نظرم مسخره است منى كه خود را نمىشناسم به بررسى چيزهاى نامربوط بپردازم » «٣»