دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
آمد و در آغاز به صورت مستقيم اعمال مىشد. در دموكراسى يونان باستان، امكان شركت در انتخابات و دخالت همگان در امور حكومتى وجود نداشت. شرايطى مانند شهروندى، مردبودن و برده نبودن، در عمل بخش وسيعى از مردم- روستاييان، زنان و بردگان- را از دايره رأى دهندگان خارج مى ساخت. بنابر تخمينى كه زده اند در قرن پنجم قبل از ميلاد در آتن، از چهار صد هزار سكنه، فقط ٤٥ نفر در مجمع عمومى دخالت داشتند. «١» قرون وسطى همه چيز را به بوته فراموشى سپرد. در اين دوران هزار ساله، حوزه تمدن باستانى يونان از ريشه هاى تاريخى خود منقطع شد؛ ولى پس از فترت و ركود طولانى، بار ديگر دموكراسى با شكل جديد و پيشرفتهاش از قرن شانزدهم بر سر زبانها افتاد و در قرنهاى هجده و نوزده به اوج خود رسيد. اكنون حكومت تعدادى از كشورهاى جهان، دموكراسى است.
بررسى پيدايش دموكراسى ما را به اين نتيجه مى رساند كه هيچ جامعهاى نمىتواند با يك تغيير جهت ناگهانى، حكومت دموكراسى ايجاد كند، بلكه نيازمند زمينه سازى و آمادگى قبلى است. همانگونه كه ميان پيشرفتهاى فرهنگى و دموكراسى رابطه وجود دارد، بين ترقيات اقتصادى و دموكراسى نيز ارتباط برقرار است. «٢» سست شدن بنيان حاكميت فئودالها و زمين داران بزرگ و روى آوردن مردم به سوى شهرهاو مراكز صنعت، تلاش متفكران و مؤلفان در مورد حقوق اساسى انسانها با الهام از شرايط به وجود آمده، بويژه انقلاب فرانسه، مهمترين عوامل و زمينه هاى پيدايش دموكراسى پارلمانى (يا غير مستقيم) در صحنه سياسى مغرب زمين مىباشند. «٣» مبانى دموكراسى الف- آزادى نظريه حاكميت ملت، براين استوار است كه بشر آزاد آفريده شد و آزادى در سرشت