طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧ - رواِیاتِی از شِیعه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
در اِین رواِیت دوّم نِیز امام علِیهالسّلام راوِی را از غسل در آب حمّامِی که ِیهود و نصارِی و غِیره خود را در آن مِیشوِیند نهِی مِیکنند، درحالِیکه بعداً خواهد آمد که قطعاً اِین جماعت، محکوم به طهارت ذاتِی بوده، و اگر شکِّی در مورد بعضِی باشد، آن در مورد مشرکِین است نه در مورد آنها.
نکتۀ قابل توجّه در اِین رواِیت اِین است که: امام علِیهالسّلام ناصبِی را نجستر از سگ مِیداند، درحالِیکه نجاست مقول به تشکِیک نِیست، و احکام مترتّبۀ بر آن و بر ازالۀ آن، به نجاست مادّه ارتباطِی ندارد، بلکه به خصوصِیّت نفس مادّه مربوط مِیشود. مثلاً در مورد سگ، اوّل باِید با خاک آن را پاک نمود سپس با آب تطهِیر نمود؛ ِیا در مورد بول، با آب ازاله مِیشود؛ و ِیا در مورد غائط، با خِرقه و ِیا سنگ و ِیا چِیز دِیگر رفع نجاست مِیشود. در تمامِی اِین موارد طرق مختلف ازاله، به اصل نجاست مربوط نِیست بلکه به نفس مادّۀ نجس برمِیگردد و عنوان نجاست، کمِی ِیا زِیادِی و شدّت و ضعف برنمِیدارد. و اگر قرار باشد که شدّت عنوان ظاهرِی دخالت در احکام مترتّبه داشته باشد، باِید سؤر ناصبِی را بِیشتر از سؤر کلب تطهِیر نمود، زِیرا طبق اِین رواِیتْ ناصبِی نجستر است؛ و لَم ِیَقُل به أحدٌ.[١]
پس منظور امام از عنوان نجستر، نجاست معنوِی و قذارت باطنِی است که آن داراِی مراتب متفاوته از شدّت و ضعف و قلّت و کثرت مِیباشد.
رواِیت دِیگر در کافِی، باب التّطهِیر، صفحه ٣٥ وارد است:
علِیٌّ عن أبِیهِ، عن النَّوفِلِیِّ، عن السَّکونِیِّ، عن أبِیعبدِاللهِ علِیهالسّلام قال: «قال رسولُ اللهِ صلِّی اللهُ علِیه و آله و سلّم: ”طَهِّروا أولادَکُم ِیومَ السّابعِ، فإنّهُ أطِیَبُ و أطهَرُ و أسرَعُ لِنَباتِ اللَّحمِ؛ و إنّ الأرضَ تَنجَسُ مِن بَولِ الأغلَفِ أربعِینَ صَباحًا.“»[٢]
[١]. ترجمه: «درحالِیکه هِیچکس قائل به اِین مطلب نشده است.» (محقّق)
[٢]. الکافِی، ج ٦، ص ٣٥.