طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٤ - رواِیاتِی از عامّه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
نقل مِیکند که مؤمن نجس نمِیشود؟! و اِین نِیست جز اِینکه مقصود از اِین لفظ، نجاست باطنِی و قذارت روحِی است، نه ظاهرِی.
همچنِین در المصنّف، جلد ١، صفحه ٢٠٠ رواِیت مِیکند:
حدَّثَنا وَکِیعٌ، عن مِسعَرٍ، عن واصلٍ، عن أبِیوائِلٍ، عن حُذَِیفةَ: «إنّ النّبِیَّ صلِّی الله عَلَِیه (و آله) و سلّم لَقِِیَه و هو جنُبٌ، فأعرَضَ عنه فاغتَسلَ، ثمّ جاء فقال: ”إنّ المُؤمنَ لاِیَنجَسُ!“»[١]
«از حذِیفه رواِیت است که روزِی رسول خدا را در مسِیر ملاقات کرد، و از آنجا که جنب بود زود خود را دور نموده، برفت و پس از غسل بازگشت؛ آنگاه رسول خدا فرمود: ”مؤمن که نجس نمِیشود!“»
همِینطور در أحکام القرآن، للجصّاص، جلد ٣، صفحه ١١٥ آمده است:
و قد روِی حَمّادُ بنُ سَلَمةَ، عن حمِید، عن الحسنِ، عن عثمانَ بنِ أبِیالعاصِ: إنّ وَفدَ ثَقِیفٍ لمّا قَدِموا علِی رسولِ اللهِ صلِّی اللهُ علِیه (و آله) و سلّم ضَرَبَ لهم قُبّةً فِی المسجدِ؛ فقالوا: «ِیا رسولَ اللهِ! قَومٌ أنجاسٌ!» فقال رسولُ اللهِ صلِّی اللهُ علِیه (و آله) و سلّم: «إنّه لِیس علِی الأرضِ مِن أنجاسِ النّاسِ شِیءٌ، إنّما أنجاسُ النّاسِ علِی أنفُسِهِم.»
«گروهِی از بنِیثقِیف به مدِینه آمدند و بر رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم وارد شدند. حضرت خِیمهاِی در مسجد جهت آنان برپاداشت؛ مردم گفتند: ”اِی رسول خدا، اِینان مشرکاند و نجساند!“ حضرت فرمود: ”نجاست اِینان با خودشان است؛ نه بر زمِین.“»
ممکن است اِین رواِیت اِینطور معنا و تفسِیر شود که: اگر اِینان نجس هستند، اِین نجاست به بدن آنها مربوط است و کارِی به زمِین و نجس کردن آن ندارد، بنابراِین مانعِی نِیست که در مسجد بِیتوته کنند.
[١]. و نظِیر آن در شرح معانِی الآثار، ج ١، ص ١٣ آمده است:
«و قد رَأِیناهُ صلِّی الله علِیه (و آله) و سلّم قال: ”المُؤمِنُ لاِیَنجَسُ.“»