طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣ - رواِیاتِی از عامّه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
و در رواِیات دِیگر، رسول خدا فرمود: او را آزاد کنند! ثُمامه از مسجد بِیرون آمد و کنار نخلِی نزدِیک مسجد غسل نمود و سپس به درون مسجد آمد و شهادت بر توحِید و رسالت رسول اکرم داد و مسلمان شد.[١]
و همچنِین در صحِیح بخارِی، جلد ١، صفحه ٧٤، بابِی دارد در اِینکه مسلمان و مؤمن نجس نمِیشود؛ مِیگوِید:
حدِیث کرد براِی ما علِیّ بن عبدالله از ِیحِیِی از حُمَِید از بکر از ابِیرافع از ابوهرِیره: روزِی رسول خدا او را در حال جنابت ملاقات نمود. او خود را از کنار رسول خدا کنار کشِید و رفت غسل نمود، سپس برگشت. حضرت فرمود: «کجا بودِی اِی اباهرِیره؟» عرض کرد: من جنب بودم و نخواستم با شما در اِین حال بنشِینم. حضرت فرمود: «سبحانالله، مؤمن که نجس نمِیشود!»[٢]و[٣]
ممکن است شخصِی در سند و وثاقت اِین رواِیت تردِید نماِید؛ بلِی ممکن است، امّا مقصود و منظور ما از نقل اِین رواِیت اِین است که حتِّی بر فرض عدم وثاقت در اصل محکِی و واقعه، اِین نکته ثابت مِیشود که از لفظ نجس در اِین خبر قطعاً معناِی مصطلح اراده نشده است. زِیرا خود اباهرِیره مِیداند که بول و امثال آن موجب نجاست ظاهرِی بدن و بالنّتِیجه غسل آن مِیشود، پس چگونه از رسول خدا
[١]. صحِیح البخارِی، ج ١، ص ١١٨:
«فقال: ”أطلِقُوا ثُمامةَ!“ فانطَلَق إلِی نخلٍ قرِیبٍ من المسجد فاغتسل، ثمَّ دخَل المسجدَ فقال: ”أشهد أن لا إله إلّا الله و أنّ محمدًا رسولُ الله.“
[٢]. «حدَّثنا ابنُعلِیة، عن حمِیدٍ، عن بکرٍ، عن أبِیرافعٍ، عن أبِیهرِیرةَ: أنّه لَقِِیَه النبِیّ صلِّی الله علِیه (و آله) و سلّم فِی طرِیقٍ من طُرُقِ المدِینة و هو جُنبٌ، فانسلَّ فذهَب فاغتسل، ففقَده النبِیُّ صلِّی الله علِیه [و آله] و سلّم؛ فلمّا جاءه قال: ”أِین کنتَ ِیا أباهرِیرة؟“ قال: ”ِیا رسولَ الله، لقِیتَنِی و أنا جُنبٌ، فکَرِهت أن أُجالِسَک حتِّی أغتسلَ.“ فقال: ”سبحان الله! إنّ المؤمنَ لاِینجَس!“»
[٣]. همچنِین در المصنّف، ج ١، ص ١٩٩ آورده است.