طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢ - عدم منع پِیامبر و ائمّه معصومِین علِیهم السّلام از ورود مشرکِین به ساِیر مساجد
نفس نجاست ـنه جهت دِیگرـ فرقِی با ساِیر مساجد ندارد، درحالِیکه در هنگام نزول آِیه، مساجد متعدّدِی در مدِینه موجود بوده است؛ و لهذا اختصاص عدم جواز به مسجدالحرام، اِین شبهه را در ذهن تقوِیت مِینماِید که حکم به عدم جواز، ِیک حکم سِیاسِی بوده است نه طرِیقِیّ نفسالأمرِی.
عدم منع پِیامبر و ائمّه معصومِین علِیهم السّلام از ورود مشرکِین به ساِیر مساجد
شاهد بر اِین مطلب آنکه: مراجعه به تارِیخ، اِین موضوع را قطعِی مِینماِید که در زمان معصومِین علِیهمالسّلام ورود مشرکِین و ملحدِین به مسجدالحرام کاملاً آزاد بوده، و کسِی از ورود آنان ممانعتِی بهعمل نمِیآورده، و احتجاجات بعضِی از ائمّه علِیهمالسّلام با ملحدِین در خود مسجدالحرام، در کتب مذکور است؛ چنانچه خواهد آمد.
بنابراِین اگر ارتکاز عرفِی در اِین مسئله بر تحقّق نجاست اصطلاحِی و حرمت دخول بدِین لحاظ بوده باشد، دِیگر ورود اِین افراد و عدم منع از جانب مسلمِین خصوصاً از ناحِیۀ امام علِیهالسّلام چه توجِیهِی مِیتواند داشته باشد؟! بنابراِین ِیا باِید گفت: مقصود از نجس همان نجاست اصطلاحِی است ولِی احکام مترتّبه بر آن، مربوط به زمان خاص و شراِیط خاصِّی بوده است؛ و ِیا اِینکه منظور همان خُبث باطن و قذارت نفسِی و روحِی است، نه نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی.
تأِیِید بر مطلب آنکه در زمان خود رسول خدا مشرکِین در مسجد مدِینه مِیآمدند.
در صحِیح بخارِی، جلد ١، صفحۀ ١٢٠، قُتَِیبه از لِیث از سعِید بن ابِیسعِید نقل مِیکند که از اباهرِیره شنِید که:
رسول خدا گروهِی را به سمت نَجد فرستاد. آنها فردِی به نام ثُمامة بن أثال را دستگِیر کرده و به مدِینه آوردند. مردم او را به ِیکِی از استوانههاِی مسجد بستند.[١]
[١]. «حدَّثنا قُتَِیبةُ، قال: حدَّثنا اللِّیثُ، عن سعِید بن أبِیسعِید، أنّه سَمِع أباهرِیرةَ ِیقول: ”بَعَث رسولُ الله صلِّی الله علِیه و سلّم خَِیلًا قِبلَ نجد؛ فجاءت برَجلٍ من بنِیحنِیفة ِیُقال له ثُمامة بن أثال، فربَطوه بسارِیةٍ من سَوارِِی المسجد.“»