طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠ - ثبات و عدم تبدّل فطرت و سرشت انسان
وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ)[١]ـ و حتِّی براساس مکاتب إلحادِی و نفِی صانع و مبدأ اعلِی، وجود انسان براساس قوانِین دقِیق و مجموعهاِی از پدِیدههاِی مختلف و امورِی است مرکّب؛ چه در حقِیقت انسان که همان روح و نفس ناطقه است و چه در جسم و ظاهر انسان که مرتبۀ نازله از نفس آدمِی است. (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ)؛[٢] و اِین ترکِیب، حقِیقت نفس ناطقه را از حِیثِیّت استعداد و قوّه و شأنِیّت، به بلوغ و کمال و فعلِیّت درمِیآورند.
از اِین مجموعه و ترکِیب، در لسان شرع، به فطرت و سرشت تعبِیر شده است:
(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ).[٣]
شکِّی نِیست که اِین امور، ثابت و لاِیتغِیّر و از لوازم لاِینفکّ طبِیعت انسانِی و
[١]* و خورشِید و ماه را مسخّر نموده است؟ مِیگوِیند: ”البتّه و البتّه الله آفرِیده است!“ پس اِینها از حق به کجا منصرف مِیشوند؟!» (محقّق)
[٣]. سوره زخرف (٤٣) آِیه ٩. ترجمه:
«و اگر از مشرکِین بپرسِی که چه کسِی آسمانها و زمِین را آفرِیده است، قطعاً خواهند گفت: ”خداوند عزِیز علِیم آنها را خلق نموده است.“» (محقّق)
[٢]. سوره تِین (٩٥) آِیه ٤. معاد شناسِی، ج ١، ص ١٤:
«ما انسان را در بهترِین قوام وجودِی و ماهُوِِی و عالِیترِین طِینت و سرشت، نِیکوترِین بنِیاد و سازمان آفرِیدِیم.»
[٣]. سوره روم (٣٠) آِیه ٣٠. امام شناسِی، ج ٢، ص ٧٠:
«توجه دل خود و چهرۀ باطن خود را بهسوِی اِین دِین حنِیف، که براساس حق استوار است و از انحرافات منزّه و مبرّا است، بگردان. اِین دِین بر پاِیۀ همان فطرت و سرشتِی است که خداوند انسان را بر آن فطرت سرشته است، و در خلقت و آفرِینش خدا تغِیِیر و تبدِیلِی نِیست. اِین است آن دِین استوار، ولکن اکثرِیّت مردم از درک اِین حقِیقت فروماندهاند.»