طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٠ - نقد استناد فقها بر نجاست مشرکان بهواسطۀ آِیۀ شرِیفه
در اِین رواِیت ـچنانچه گذشتـ امام علِیهالسّلام حکم رضاع مشرکه را در ردِیف رضاع اهلکتاب، جاِیز شمرده است و هِیچ دلِیلِی بر صورت ضرورت ـچنانچه ادّعا شده استـ نمِیباشد، بلکه اطلاق آن موجب جواز، و اگر نهِیِی در اِین باب وارد باشد محمول بر کراهت است؛ چنانچه مقتضاِی جمع و حمل، بر اِین صورت است.
همچنِین رواِیتِی که از زهرِی، از امام سجّاد علِیهالسّلام گذشت:
قال: «لاِیَحِلُّ لِلأسِیرِ أنِیَتزَوَّجَ مادام فِی أِیدِِی المشرکِینَ، مَخافةَ أنِیُولَدَ له فِیَبقِی ولدُه کافرًا فِی أِیدِیهِم.»[١]
در اِینجا نِیز امام علِیهالسّلام اشکالِی بر نفس زواج وارد نمِیکنند، بلکه اشکال متوجّه آثار و تبعات زواج با مشرکه است؛ و آن، نتاجِ ولد و بقاِی آن نزد کفّار و مشرکِین مِیباشد. در اِین رواِیت نِیز تلوِیحاً حکم به جواز نکاح با مشرکه در غِیر از بلاد شرک داده شده است.
و کذلک رواِیتِی را که احمد بن ادرِیس مرسلاً از امام صادق علِیهالسّلام در مورد سؤر نقل مِیکند:
عن أبِیعبداللهِ علِیهالسّلام، أنّه کَرِهَ سُؤرَ ولدِ الزّنا و سُؤرَ الِیهودِیِّ و النصرانِیِّ و المشرکِ و کلِّ ما خالَفَ الإسلامَ؛ و کان أشدُّ ذلک عندهُ سُؤرَ النّاصبِ.[٢]
[١]* که زن ِیهودِی و نصرانِی و مشرک براِی او شِیر بدهد؟ فرمود: ”اشکالِی ندارد.“ و فرمود: ”آنان را از شرب خمر منع کنِید.“» (محقّق).
[١٧٩]. وسائل الشِّیعة، ج ٢٠، ص ٥٣٧. ترجمه:
«فرمود: ”براِی اسِیر، مادامِی که در دست مشرکِین است حلال نِیست ازدواج نماِید؛ چراکه بِیم آن مِیرود که فرزندِی از او به دنِیا بِیاِید و در دست آنان کافر باقِی بماند.“» (محقّق)
[٢]. وسائل الشِّیعة، ج ١، ص ٢٢٩. ترجمه:
«نقل شده است که: امام صادق علِیهالسّلام از باقِیماندۀ آب ِیا غذاِی ولدالزّنا و ِیهودِی و نصرانِی و مشرک و هرکه مخالف اسلام بود اکراه داشتند؛ و از همۀ اِینها مکروهتر در نزد او باقِیماندۀ آب ِیا غذاِی ناصبِی بود.» (محقّق)