طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٢ - استدلال صاحب مصباح الفقِیه در ترجِیح بِین اخبار طهارت و نجاست، و نقد آن
نَشَأت من شهرةِ القولِ بها بِین العلماءِ الّذِین هم مَرجِعُ تقلِیدِ العوامِّ. و هِی فِی حدِّ ذاتِها لاتُفِیدُ الجَزمَ بالحکمِ خصوصًا مع قوّةِ احتمالِ کونِ مستنَدِ المشهورِ فِی الحکمِ بالنَّجاسةِ ـکما ِیُساعدُ علِیه مراجَعةُ کُتبِهمـ استِظهارُها من الآِیةِ الشّرِیفةِ ببعضِ التَّقرِیباتِ المُتقَدَّمةِ، فلمِیُجَوِّزوا رَفعَ الِید عن ظاهر الکتابِ بأخبارِ الطّهارةِ؛ إمّا بِناءً منهم علِی أنّها أخبارُ آحادٍ و لاِیَجوزُ تخصِیصُ الکتابِ بها، أو لِزَعمِهمُ ابتلاءَ المخَصّصِ بِالمُعارضِ، أو غِیرِ ذلک من جِهاتِ التّرجِیحِ. فلا وُثوقَ بوصولِ الحکمِ إلِیهم ِیدًا بِیدٍ عن معصومٍ علِیهالسّلام، أو عُثورِهم علِی دلِیلٍ معتبَرٍ غِیرِ ما بِأِیدِینا من الأدلّةِ.
و الحاصلُ: أنّه لاِیَجوزُ طَرحُ الأخبارِ الدالّةِ علَِی الطّهارةِ أو المُؤَِیِّدةِ لها الّتِی لاتتَناهِی کَثرةً بمثلِ هذه التّلفِیقاتِ الّتِی تَشبَّثَ بها القائلونَ بالنّجاسةِ، حتِّی ألحَقَ المسألةَ بعضُهم بالبدِیهِیّاتِ الّتِی رأَِی التَّکلُّمَ فِیها تضِیِیعًا للعُمْرِ؛ مع أنّه لاِیَرجعُ شِیءٌ منها إلِی دلِیلٍ ِیُعتدُّ به عدا ظواهرِ أخبارِ النَّجاسةِ الّتِی عَرَفتَ حالَها. فالحقُّ أنَّ المسألةَ فِی غاِیةِ الإشکالِ.[١]
[١]. مصباح الفقِیه، ج ٧، ص ٢٥٨. ترجمه:
«امّا آنچه اِین نظر را ـخصوصاً در اِین مقامـ تضعِیف مِینماِید, سِیر در اخبار باب است؛ چراکه اخبار شهادت مِیدهند که اِین سِیره بعداً حادث شده و متأخّر از عصر ائمّه علِیهمالسّلام است؛ و همۀ رواِیات گواهاند که سؤالکنندگان که از اعاظم شِیعه و راوِیان احادِیث بودهاند، احتمال نجاست ذاتِی کفّار را نمِیدادند، و آنچه آنان را در شک انداخته و موجب سؤال براِیشان شده, عدم اجتناب کفّار از نجاسات بوده است. حتِّی محمّد بن عبدالله بن جعفر حمِیرِی که براِی حضرت صاحب الزّمان عجّل الله تعالِی فرجه الشّرِیف در زمان غِیبت نامه نوشته است, از حکم نماز خواندن با لباسهاِیِی که از مجوس گرفته شده، به سبب آنکه آنان گوشت مردار تناول نموده و غسل جنابت نِیز نمِیکردند، سؤال کرده است. بنابراِین از امثال اِین سؤالات فهمِیده مِیشود که احتمال نجاست ذاتِی مجوس اصلاً بر ذهن او خطور نکرده است, و الاّ جوِیاشدن حکم لباس با توجّه به نجاست ذاتِی آنان، أولِی بود.
پس با وجود چنِین سؤالاتِی، گمان بر اِین قرار مِیگِیرد که معروفِیّت اِین حکم در نزد عوام و رِیشهدار شدن آن در اذهانشان، نشئتگرفته از مشهورِیّت آن در مِیان علماِیِی است که مرجع تقلِیدشان بودهاند، و اِین شهرت، بهتنهاِیِی موجب جزم به حکم نمِیگردد، خصوصاً با توجّه به *