طهارت انسان
(١)
پِیشگفتار
١٣ ص
(٢)
مقدّمه
١٧ ص
(٣)
ثبات و عدم تبدّل فطرت و سرشت انسان
١٩ ص
(٤)
تشرِیع دِین براساس فطرت ثابت و لاِیتغِیّر
٢١ ص
(٥)
انطباق حقِیقت تشرِیع بر کِیفِیّت تکوِین و خلق
٢٢ ص
(٦)
کِیفِیّت ارتباط بِین نشئۀ انشاء احکام الهِی و نشئۀ خلق و حِیثِیّت تکوِین
٢٤ ص
(٧)
کِیفِیّت دخالت زمان و مکان در نحوة اجتهاد و استنباط حکم شرعِی
٢٥ ص
(٨)
جوار تبدّل احکام الهِی فقط به واسطة تغِیِیر مبادِی و شراِیط محقّقة موضوع احکام
٢٩ ص
(٩)
حقِیقت نجاست و اقسام آن
٣٣ ص
(١٠)
معانِی لغوِی لفظ «نجس»
٣٣ ص
(١١)
مصادِیق و معانِی مختلف لفظ «نجس»
٣٦ ص
(١٢)
رجوع تمامِی مصادِیق لفظ «نجس» و مشتقّات آن به مقولة تنفّر و انزجار
٣٦ ص
(١٣)
استعمال لفظ نجس در عرف متشرّعه
٣٩ ص
(١٤)
خباثت باطنِی مشرکِین، علّت تحرِیم ورود آنان به مسجدالحرام
٤١ ص
(١٥)
عدم منع پِیامبر و ائمّه معصومِین علِیهم السّلام از ورود مشرکِین به ساِیر مساجد
٤٢ ص
(١٦)
رواِیاتِی از عامّه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
٤٣ ص
(١٧)
رواِیاتِی از شِیعه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
٤٥ ص
(١٨)
تبِیِین عنوان شرک و مشرک
٥٦ ص
(١٩)
آِیات دالّه بر خروج اهل کتاب از داِیرة شرک
٥٨ ص
(٢٠)
علّت تخصِیص حکم آِیۀ شرِیفه فقط به مسجدالحرام
٦٠ ص
(٢١)
علّت ترتّب حکم عدم قرب و نزدِیکِی به مسجدالحرام، بر نجاست مشرکِین
٦٢ ص
(٢٢)
رواِیاتِی دالّ بر مناظرة ائمّه علِیهم السّلام با کفّار و زنادقه در مساجد
٦٤ ص
(٢٣)
اقوال اهل سنّت در نجاست ظاهرِی و نجاست ذاتِی مشرکان
٦٨ ص
(٢٤)
اتّفاق فقهاِی شِیعه بر نجاست ذاتِی مشرکان، و عدم توضِیح آن
٧٤ ص
(٢٥)
استدلال به رواِیات باب، و اشکالات آنها
٧٧ ص
(٢٦)
رواِیاتِی در نص ِیا ظهور بر طهارت اهلکتاب و غِیره
٧٧ ص
(٢٧)
کِیفِیّت دلالت رواِیات بر طهارت ذاتِی اهل کتاب، با وجود نجاست عرضِی آنها
٨١ ص
(٢٨)
دلالت بسِیارِی از اِین رواِیات بر کراهت تماس با اهل کتاب
٨٣ ص
(٢٩)
عدم تمامِیّت استدلال فقها بر عدم طهارت اهل کتاب با استناد به رواِیات «حبوب»
٨٥ ص
(٣٠)
منع نمودن رواِیات از همغذاشدن با اهلکتاب، به جهت عدم اجتناب آنها از خمر و خنزِیر
٨٨ ص
(٣١)
کِیفِیّت دلالت رواِیات باب بر عدم نجاست مخالفِین اسلام
٨٩ ص
(٣٢)
رواِیاتِی در نهِی از تماس و ارتباط با اهلکتاب و غِیره
٩٠ ص
(٣٣)
عدم دلالت رواِیات نهِی کننده از تماس و ارتباط با اهل کتاب، بر نجاست ذاتِی آنها
٩١ ص
(٣٤)
حکم به قذارت عارضِی کفار به واسطة وحدت سِیاق در کافر ذمِّی ناصبِی
٩٢ ص
(٣٥)
بررسِی رواِیات نهِی کننده از غَسل ِیا تناول از ظرف مجوسِی ِیا پوشِیدن لباس خرِیدارِی شده از نصرانِی
٩٣ ص
(٣٦)
دلالت رواِیات مبنِی بر جواز ازدواج با اهلکتاب، بر طهارت آنها
٩٥ ص
(٣٧)
استدلال بر طهارت اهلکتاب بهواسطۀ جواز ازدواج با آنها
٩٩ ص
(٣٨)
علّت نهِی رواِیات از نکاح با مشرکِین، به جهت تأثِیرگذارِی اخلاق و آداب مشرکِین به واسطة ازدواج با آنها
١٠٠ ص
(٣٩)
دلالت رواِیات مبنِی بر جواز رَضع طفل مسلمان توسّط اهلکتاب، بر طهارت ذاتِی آنها
١٠١ ص
(٤٠)
استدلال بر طهارت اهلکتاب بهواسطۀ رواِیات رَضع
١٠٤ ص
(٤١)
دلالت رواِیات مبنِی بر جواز تناول لشکر اسلام از مأکولات اهل کتاب، بر طهارت آنها
١٠٦ ص
(٤٢)
دلالت رواِیات مبنِی بر جواز تغسِیل جنازۀ مسلمان توسّط اهل کتاب، بر طهارت آنها
١٠٩ ص
(٤٣)
دلالت رواِیات مبنِی بر جواز استرقاق کفّار و ادخال آنها در منزل، بر طهارت ذاتِی آنها
١١١ ص
(٤٤)
اقوال فقها رضوان الله علِیهم در اِین مسئله
١١٣ ص
(٤٥)
اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب
١١٥ ص
(٤٦)
کلام مرحوم صاحب جواهر در خصوص نجاست اهلکتاب
١٢١ ص
(٤٧)
نقد کلام صاحب جواهر
١٢٢ ص
(٤٨)
کلام مرحوم حاج آقا رضا همدانِی در مسئله، و دغدغة اِیشان در حکم به نجاست غِیر مسلمان
١٢٣ ص
(٤٩)
استدلال صاحب مصباح الفقِیه در ترجِیح بِین اخبار طهارت و نجاست، و نقد آن
١٢٥ ص
(٥٠)
نقد و بررسِی اجماع مدّعا بر نجاست غِیر مسلمان
١٣٥ ص
(٥١)
بِیان حجِّیت اجماع از باب دخول امام علِیهالسّلام در جملۀ فقها، و بِیان اشکال آن
١٣٧ ص
(٥٢)
بِیان حجِّیت اجماع از باب قاعدۀ لطف، و اشکال وارد بر آن
١٣٨ ص
(٥٣)
بِیان حجِّیت اجماع به طرِیقۀ حدس، و اشکال آن
١٤٢ ص
(٥٤)
اشکالات وارد بر اجماع مدّعا بر نجاست غِیر مسلمان
١٤٣ ص
(٥٥)
خاتمه
١٤٧ ص
(٥٦)
نقد استناد فقها بر نجاست مشرکان بهواسطۀ آِیۀ شرِیفه
١٤٩ ص
(٥٧)
حکم آِیۀ شرِیفه در اثبات قذارت باطنِی مشرکِین و حفظ حرمت مسجدالحرام
١٥١ ص
(٥٨)
عدم جواز حمل رواِیات صرِیحۀ طهارت ذاتِی اهلکتاب بر تقِیّه
١٥١ ص
(٥٩)
حکم به طهارت ذاتِی کفّار، در عِین استحباب رعاِیت احتِیاط و اجتناب از تماس با آنان و تناول اطعمۀشان
١٥٣ ص
(٦٠)
فهارس عامه
١٥٥ ص
(٦١)
آثار منتشره
١٨٣ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص

طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٩ - اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب

[١]

باِید در اِینجا به چند نکته که در کلام مرحوم صاحب جواهر وجود دارد، اشاره نمود:

اوّلاً: اِیشان مانند مرحوم وحِید بهبهانِی، مسئلۀ نجاست غِیر مسلمان را امرِی ضرورِی از ضرورِیّات دِین مِی‌داند که به‌عنوان شعار در برابر مخالفِین و اهل سنّت مطرح مِی‌باشد؛ درحالِی‌که خود اِیشان عباراتِی از مفِید و نهاِیه و ابن‌جنِید و ابن‌أبِی‌عقِیل و بعضِی دِیگر نقل نموده است که قائل به طهارت اهل‌کتاب و ِیا اعمّ از آنها مِی‌باشند، آنگاه در مقام توجِیه و تأوِیل به هر مستمسَکِی جهت اِیجاد وحدت ادّعائِی و انعقاد اجماع، مُتشبّث گردِیده است.


[١]* علاوه بر اِین، آِیۀ شرِیفۀ: (إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ) نِیز بر اِین مطلب دلالت تام دارد. چراکه متضمّن لفظ نجس است، که اگرچه علم به ارادۀ معناِی اصطلاحِی از آن قطعِی نِیست و در آِیۀ شرِیفه فقط نسبت به مشرکِین آمده است، امّا ظهور در معناِی اصطلاحِی دارد، و اِین ظهور از قرائن کثِیره‌اِی بر نجاست آنان به‌دست مِی‌آِید که ِیکِی از آنها تفرِیع عدم جواز نزدِیک‌شدن مشرکِین به مساجد است؛ چراکه حرمت نزدِیک‌شدن مشرکِین به مساجد، جز با قائل شدن به نجاست اصطلاحِیِ آنان، قابل توجِیه نمِی‌باشد. هم‌چنِین، نجاست لغوِی علاوه بر اِینکه در مورد مترفِین و ثروت‌مندان آنان متحقّق نمِی‌باشد، از تکالِیف الهِی و مسائلِی که حکم شرعِی بر آن مترتّب گردد، نمِی‌باشد. و احتمال اِینکه منظور از نجاست، خبث باطنِی باشد ـچنان‌که بعضِی از افرادِی که نصِیبِی از ذوق فقهِی نبرده‌اند و به تبعِیّت از اهل تسنّنِ کور‌باطن قائل بدان شده‌اندـ قطعاً مردود و باطل است. به‌علاوه نجاست لغوِی از معانِی معهود و شناخته‌شدۀ لفظ نجاست نِیست.

و اگر نگوِیِیم ارادۀ مطلق کافر ِیا معناِیِی که شامل ِیهود و نصارِی باشد از لفظ مشرک، امرِی متعارف و معهود است، عدم قول به فصلِ بِین مشرک و غِیر او نِیز دلِیل بر صحّت ادّعاِی ما است، و اِین مطلب از غنِیه و رِیاض نِیز حکاِیت شده است. چراکه آِیۀ شرِیفه: (وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ...) تا آنجا که مِی‌فرماِید: (عَمَّا يُشْرِكُونَ)، دلالت دارد بر مشرک‌بودن ِیهود و نصارِی و اعتقاد ِیهود بر اِینکه خداوند، دوّمِی از دو اصل است؛ و خطاب خداوند متعال به حضرت عِیسِی که مِی‌فرماِید: (أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ)، مشعر به مشرک بودن نصارِی است؛ و هم‌چنِین اعتقاد نصارِی که قائل‌اند خداوند، سوّمِین از سه رکن و اصل جهان خلقت است نِیز دلالت بر شرک آنان دارد، و غِیر اِینها از شواهد و قرائن.» (محقّق)