طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٦ - اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب
ملاحظه مِیشود که علاّمه بهطور اطلاق، همۀ اقسام کفّار را تحت عنوان نجسالعِین قرار داده است.
و در غُنِیه ذکر کرده است:
إنّ کُلَّ من قال بنَجاسةِ المشرکِ قال بنَجاسةِ غِیرِه من الکفّارِ.[١]
البتّه چنانچه خواهِیم دِید در اِین ادّعا، تأمّل و خدشه است. و در حاشِیۀ مدارک، مطلب را از اجماع گذرانده و به حدّ ضرورت و اتّفاق امّت ارتقا داده است؛ مِیگوِید:
إنّ الحُکمَ بالنَّجاسةِ شِعارُ الشِّیعة. ِیَعرِفُه علماءُ العامّةِ منهم، بل و عوامُّهم، ِیَعرفون أنّ هذا مذهبُ الشِّیعةِ، بل و نِساؤُهم و صِبِیانُهم ِیَعرفون ذلک؛ و جمِیعُ الشِّیعةِ ِیَعرفون أنّ هذا مذهبُهم فِی الأعصارِ و الأمصارِ.[٢]
اِین مطلب از صاحب حاشِیه در حالِی نقل مِیشود که بسِیارِی از فقها حکم به طهارت اهلکتاب نمودهاند.
در مفتاح الکرامة چنِین گوِید:
و نُقِل عن القدِیمَِینِ القولُ بعدمِ نَجاسةِ أسْآرِ الِیهودِ و النّصارِی، و عن ظاهرِ المفِیدِ فِی رسالته العِزِّیّةِ؛ و ربما ظهَر ذلک فِی موضعٍ من النّهاِیةِ حِیث قال: «و ِیُکرَه أنِیدعُوَ الإنسانُ أحدًا من الکفّارِ إلِی طعامهِ فِیَأکُلَ معه، فإن دعاهُ فلِیَأمُره بغَسلِ ِیدِیهِ ثمّ ِیأکُل معه إن شاء.» لکنّهُ صَرَّح قبلَهُ فِی غِیرِ موضعٍ بنَجاستِهم علَِی اختلافِ مِلَلِهم و خصوصًا أهلَ الذِّمّةِ، و لذا اعتذَر عنه
[١]. همان، ص ٣٦، به نقل از الغنِیة. ترجمه:
«هرکه قائل به نجاست مشرک شده است، قائل به نجاست کفّار غِیر مشرک نِیز شده است.» (محقّق)
[٢]. همان، ص ٣٦، به نقل از الحاشِیة. ترجمه:
«حکم به نجاست کافر، شعار شِیعه است؛ و علماِی عامّه اِین حکم را از جانب آنان مِیدانند، بلکه عوامشان نِیز مِیدانند که اِین اعتقاد شِیعه است، بلکه زنان و بچههاِیشان نِیز نسبت به اِین مطلب واقف هستند؛ و تمام شِیعِیان نِیز مِیدانند که اِین مذهب آنان در تمام اعصار و در تمام بلاد شِیعه بوده است.» (محقّق)