طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٨ - دلالت رواِیات مبنِی بر جواز تناول لشکر اسلام از مأکولات اهل کتاب، بر طهارت آنها
و همچنِین ابنالمبارک رواِیت مِیکند از حمّاد بن زِید:
فقال فِی الحدِیثِ: کُنّا نأتِی المَغازِی مع رسولِ الله صلَِّی الله علِیه (و آله) و سلّم فنُصِیبُ العسلَ و السَّمَنَ فنَأکُلُه.[١]
و همچنِین از ابنعمر رواِیت است که:
أنّ جَِیشًا غَنِموا فِی زمانِ رسولِ اللهِ صلَِّی الله علِیه (و آله) و سلّم طعامًا و عسلًا فلمِیُؤخَذ منهُم الخُمسُ.[٢]
و باز همانجا از ابنالمبارک نقل مِیکند از ... سوَِید، خادم سلمان:
أنّه أصابَ سَلّةً ـِیَعنِی فِی غزوةٍـ فقَرَّبَها إلِی سلمانَ ـرَضِِیَ اللهُ عنهـ ففَتَحَها فإذا فِیها حُوّارِی[٣] و جُبنٌ، فأکَلَ سلمانُ منها.[٤]
در اِین رواِیات که از کتب اهل سنّت آمده است، سِیرۀ مسلمِین را در زمان رسول خدا بِیان مِیکند که احترازِی از مأکولات اهلکتاب و غِیره نداشتند؛ و همِینطور حکم رسول خدا دربارۀ اطعام مسلمِین توسّط اهل ذمّه نِیز تصرِیح بر طهارت ذاتِی آنها مِیباشد.
[١]. السنن الکبرِی، ج ٩، ص ٥٩. ترجمه:
«حمّاد بن زِید مِیگوِید: ”ما با رسول خدا صلِّی الله علِیه [و آله] و سلّم به جنگ رفته و عسل و روغن مِیِیافتِیم و مِیخوردِیم.“» (محقّق)
[٢]. السنن الکبرِی، ج ٩، ص ٥٩. ترجمه:
«همچنِین از ابنعمر رواِیت شده است: ”لشکرِی در زمان رسول خدا صلِّی الله علِیه [و آله] و سلّم غذا و عسلِی را بهعنوان غنِیمت گرفتند و از آنان خمس گرفته نشد.“» (محقّق)
[٣]. لسان العرب: «الحُوّارِی: الدّقِیق الأبِیض، و هو لباب الدّقِیق و أجودُه و أخلَصُه. الجوهرِی: ”الحُوّارِی (بالضّم و التّشدِید و الواو و الرّاء المفتوحة): ما حُوِّرَ من الطّعام، أِی بُِیِّضَ؛ و هذا دقِیقٌ حُوّارِی. و قدحُوِّرَ الدّقِیقُ و حوَّرتهُ فاحوَّر: أِی ابِیَضَّ.“» (محقّق)
[٤]. السنن الکبرِی، ج ٩، ص ٦٠. ترجمه:
«مبارک از سوِید، خادم جناب سلمان نقل مِیکند که در غزوهاِی، سبدِی ِیافت و آن را به نزد سلمان ـرضِی الله عنهـ آورد. سلمان آن را باز کرد و در آن نانِی از آرد مرغوب و پنِیر بود، و از آن غذا تناول نمود.» (محقّق)