ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥٧
نام و نسب
با توجّه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگيرى از حيرت و سرگردانى شيعه در شناسايى موجود موعود، امام رضا (ع) در احاديث متعدّدى، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرينش تا رسول گرامى (ص) و گاه بدون نقل از ايشان، به معرفى سلسله نسب آن امام مىپرداختند. از جمله در يكى از روايتهايى كه امام رضا (ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول اكرم (ص) نقل مىكنند، چنين آمده است:
«أَنَا سَيِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا خَيْرٌ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ حَمَلَة الْعَرْشِ وَ جَمِيعِ مَلَائِكَة اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَة وَ الْحَوْضِ الشَّرِيفِ وَ أَنَا وَ عَلِى أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَنْكَرَنَا فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ عَلِى سِبْطَا أُمَّتِى وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تِسْعَة أَئِمَّة طَاعَتُهُمْ طَاعَتِى وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِى تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ وَ مَهْدِيُّهُمْ؛[١]
من سرور آفريدههاى خداى عزّ و جل هستم، من از جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و حاملان عرش، همه فرشتگان مقرّب خدا و پيامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شريف (كوثر) هستم. من و على دو پدر اين امّتيم، هر كس كه ما را شناخت، خداى عزّ و جلّ را شناخته است و هر كه ما را انكار كند، خداى عزّو جل را منكر شده است. دو سبط اين امّت و دو سيّد جوانان اهل بهشت، حسن و حسين (ع) از [فرزندان] على هستند و از نسل حسين، نه امامند كه پيروى از آنان، پيروى از من و نافرمانى از آنها، نافرمانى از من است. نهمين نفر از اين امامان، قائم (برپادارنده) و مهدى آنان است.»
فلسفه غيبت
بىشك وجود اقدس حضرت مهدى (ع) بنابر مصالح الهى كه به خير و صلاح بندگان مىباشد، از چشم بشر پوشيده شده كه وجود مقدّس امام رضا (ع)، به آن اشاره كرده، مىفرمايند:
«گويا شيعيانم را مىبينم كه هنگام به شهادت رسيدن امام حسن عسكرى (ع)، در جستوجوى امام خود در همه جاى دنيا، برمىآيند؛ ولى او را نمىيابند.» راوى مىگويد: «عرض كردم براى چه يابن رسول الله؟ فرمودند: براى اينكه امامشان از نظرها غايب خواهد گشت. عرض كردم: چرا امام ايشان غايب مىشود؟ حضرت فرمودند: براى اينكه وقتى با شمشير قيام كند، بيعت هيچكس بر گردن او نباشد.»[٢]
اهميت انتظار فرج
موضوع انتظار صحيح در روايات و احاديث ائمّه معصومان (ع)، بسيار موردتأكيد و در كلام ائمّه (ع) بر اهميّت آن در دوران غيبت تصريح شده است. محمّدبن فضيل مىگويد: از ابوالحسن الرّضا (ع) درباره فرج پرسيدم. فرمودند: «مگر نمىدانى كه انتظار فرج، خود نوعى فرج است؟»، سپس فرمودند: «خداى توانا مىفرمايد: «منتظر باشيد كه من نيز همراه شما از منتظرانم.»[٣] و[٤]
در روايت ديگرى مىفرمايند: «چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا، شعيب را نشنيدى كه فرمود: «و انتظار بريد كه من هم با شما از منتظرانم، بر شما باد صبر و بردبارى؛ چرا كه گشايش بعد از نااميدى فرامىرسد و به تحقيق كسانى كه پيش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند.»[٥] در ديگر روايت زيبايى، فضيلت انتظار را اينگونه بيان مىكنند: «آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانوادهاش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالى از دنيا برود، مانند كسى است كه به همراه نبى مكرّم اسلام (ص) در نبرد بدر به شهادت رسيده است و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد، مانند كسى است كه به همراه قائم (ع) ما و در خيمه او باشد.»[٦]
ويژگىهاى ظاهرى
امام هشتم شيعيان، در موارد متعدّدى به توصيف ويژگىهاى ظاهرى و جسمى امام مهدى (ع) پرداختهاند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند؛ از جمله آن حضرت در پاسخ ريان بن صلت، كه مىپرسد: آيا صاحب اين امر [حكومت اهل بيت (ع)] شماييد؟، مىفرمايند: «من صاحب اين امر هستم، امّا آنكه زمين را پر از عدل مىكند، همچنان كه پر از جور شده بود، من نيستم و چگونه من با اين جسمى كه مىبينى مىتوانم او باشم؟ به درستى قائم كسى است كه به هنگام قيامش در سنّ پيرمردان و با چهره جوانان، ظاهر مىشود. او از چنان قدرت بدنىاى برخوردار است كه اگر دستش را به سمت بزرگترين درختى كه روى زمين وجود دارد، دراز كند، آن را از ريشه برمىكند و اگر در بين كوهها فرياد كشد، صخرهها متلاشى مىشوند. عصاى موسى و خاتم سليمان، كه بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمين فرزند من است. خداوند او را تا زمانى كه بخواهد در پوشش خود غايب مىسازد، پس او را آشكار مىسازد تا زمين را به وسيله او از قسط و عدل آكنده سازد، آنچنان كه پيش از آن، از جور و ستم پر شده بود.»[٧]
دعا براى سلامت و ظهور
حضرت رضا (ع)، در مورد دعا براى سلامت و ظهور حضرت مهدى (ع) و يارى آن حضرت، به مقاتل بن سليمان كه يكى از اصحاب ايشان بود، فرمودند: «در دعاى دست نماز جمعه دعا كن: بارخدايا! كار بندهات و خليفهات را سامان ده به آنچه پيامبران و رسولانت را با آن سامان دادى و او را در احاطه فرشتگانت قرار ده و با روحالقدس خود، تأييدش فرما و پيشاپيش و پشت سرش نگهبانى بگمار كه از هر گزندى محافظتش كند و پس از بيم و هراسش، امنيتى برايش جايگزين فرما كه تو را پرستد و چيزى را شريك قرار ندهد، براى هيچيك از بندگانت، بر ولىّات سلطهاى قرار مده و اجازهاش ده تا با كسانى كه دشمن تو و او هستند، جهاد كنند و مرا از يارانش قرار ده كه تو بر هر كارى توانايى.[٨]
تكرار اين دعاى پرمعنا در هر جمعه، نشانگر اهميّت دعا براى فرج و همچنين استمداد از خداوند متعال براى حفظ آخرين ذخيره الهى مىباشد و بيانگر مقوله مهدويت در زمان امامان معصوم (ع) است؛ البتّه ميان امام رضا (ع) و امام مهدى (ع) آنچنان پيوند قلبى وجود داشته