ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - حقوق كودكان در فضاى مجازى و قوانين بازدارنده
در دستشان و به چشمشان چسبيده است. من معتقدم هشدارهايى كه ديروز مىدادند، امروز بايد چند برابر بدهيم؛ چون سلامت بچّهها در معرض آسيب است.
زمان بچّه، گاهى به بطالت مىگذرد؛ چون به لحاظ سودمندى و تحقيقات مفيد در فضاى مجازى منفى، ٥% است. جامعهشناسان و روانشناسان ما قلمروى كشور خودمان را در نظر دارند و مىگويند بايد واقعبين باشيم. چرا بايد خوشخيال باشيم و تصوّر كنيم همه دارند تحقيقات مىكنند؟ اينقدر پيامك و جوك و واژههاى نامأنوس ردّ و بدل مىشود كه مفاهيم علمى و تحقيقاتى هرگز!! وقتى اين مسائل هست، ما بايد با واقعيتها واقعبينانه برخورد كنيم؛ يعنى الآن بگوييم كه اطفال ما در معرض خطر هستند. ما گاهى اوقات معتقديم كه آگاهى در ميان بزرگسالان هم بسيار پايين است. ما حتّى در قشر بزرگسالمان هم سواد رسانهاى نداريم. بنابراين بايد اين مقولهها را تفكيك كنيم و به اصل لزوم اتّخاذ سياستهاى افتراقى بگرديم و از برنامه رژيمهاى مصرف علمى و سايبرى تبعيت نماييم.
\* تفكّرى كه قائل به ايجاد محدوديت براى ورود اطفال به فضاى مجازى اينترنت است، الآن در بين انديشمندان، روشنفكران، روانشناسان و جامعهشناسان غربى، چقدر به عنوان تفكّر غالب و چقدر به عنوان تفكّر حاشيهاى و حدود مطرح است؟
١٠٠% تفكّر غالب است يا وجهه غالب تفكّر را تشكيل مىدهد. اين نوع نگرش، يعنى ايجاد محدوديت براى اطفال در فضاى مجازى، در اقليت نيست. اينطور نيست كه معتقدان اين تفكّر مهجور واقع شوند. جرمشناسان، روانشناسان و جامعهشناسان، موافق تحميل محدوديت بر ميزان مداخله و حضور اطفال در فضاى مجازى هستند. اينها كاملًا هوشمندانه، آگاهانه و البتّه متّكى بر ضمانتهاى قانونى در كشورهاى غربى، اكثريت وضع موجود و حتّى وجهه غلبه سيستم قانونگذارى، موافق اين است كه بايد اطفال را از فضاى مجازى، تا حدّ امكان دور كنند؛ چون از آسيبزا بودن آن آگاه هستند. خود آمريكايىها اذعان دارند كه اطفال ما اينقدر كه واژههاى مستهجن جستوجو مىكنند، واژههاى علمى را جستوجو نمىكنند. آمريكا با اينهمه جمعيت در اين حوزه، هراس اخلاقى عميق دارد و طبيعى است كه ما هم در كشور خودمان بايد اين ترس را داشته باشيم. من خيلى دوست دارم كه كشورم گلستان باشد و بزهكارى نداشته باشد؛ ولى وقتى كه سنّ بزهكارى در كشور ما به حدود ١٠- ١٣ سال رسيده است، بايد به اين مسئله نيز به عنوان يك آسيب نگاه كنيم و بايد عاقلانه به اين سمت برويم: حالا كه كشورهاى مهد دمكراسى و تمدّن و شعارهاى انساندوستانه، بيشترين محدوديتها را به اطفال تحميل مىكنند، ما هم بايد بر اين مسئله سيرى و نگرشى مجدّد كنيم. من فكر مىكنم كه اگر ديدهبان حقوق بشر، جملههايى با اين مضمون در قوانين ما ببيند، كه اطفال مطلقاً اجازه حضور در فضاى مجازى را ندارند، نتواند به ما ايراد بگيرد؛ چرا كه اكثر قريب به اتّفاق كشورهاى جهان، چنين محدوديتهايى دارند و اساساً فلسفه چنين محدوديتهايى صرفاً حمايت بهتر و بيشتر از كودكان به عنوان يك قشر آسيبپذير است.