ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - زندگى در قبيله جادوگران
زندگى در قبيله جادوگران
محمّد محسن غفوريان
١. تصوّر كنيد در ميان قبيلهاى بدوى، گرفتار شدهايد كه مبناى زندگى، تفكّر و عملشان، سحر و جادوگرى است. اهالى اين قبيله به همان امورى مىپردازند كه همه مردم، كم و بيش به آنها مشغولند؛ مىخورند، مىخوابند، مىپوشند، بيمار مىشوند، بهبود مىيابند، قهر و آشتى مىكنند، توليد مثل مىكنند، شاد و غمگين مىشوند، تجارت مىكنند و به ساير شئون زندگى مىپردازند. ظاهر رفتار آنها شايد چندان متفاوت از ديگران به نظر نرسد؛ امّا در پشت همه اين رفتارها، باورها و عقايدى پنهان است كه ماهيت رفتارشان را از سايرين متمايز مىكند.
رنگها، حيوانات، گياهان، وقايع طبيعى، اشياء، افراد و ايّام نزد معتقدان به جادوگرى، به شكلى درك مىشوند؛ كاملًا متفاوت از درك همين پديدهها در نزد ساير مردم. لذا كسى كه نتواند دنيا را از منظر جادوگران ببيند، در اين قبيله سرنوشتى جز بُهت و حيرت و سرگشتگى و گاه حاصلى جز افسوس و اندوه و زجر ندارد.
امور و اشياى خاصّى، مقدّس و متبرّك تلقّى مىشوند و امور و اشياى ديگرى ناپاك و نحس. اهمّيت و جايگاه يك فرد، يك رفتار يا يك شىء نزد اين مردم، بستگى به اولويت آن در سلسله مراتب ارزشهاى ساحرانه دارد و درك رفتار و آداب و رسوم اهالى اين قبيله و زندگى در ميان آنها، تنها با شناسايى عقايد، باورها و در يك كلام، با شناخت چارچوبهاى ذهنى آنها ممكن است.
٢. تامس كوهن در كتاب «ساختار انقلابهاى علمى»، مفهومى را تحت عنوان پارادايم به كار گرفت كه به تدريج استعمال آن در حوزه علوم انسانى نيز متداول گشت. اين واژه در فارسى به الگوواره تعبير شده و به معنى الگوى مسلّط و چارچوب ذهنى و فكرى است كه هر گروه يا جامعه، واقعيات پيرامون خود را در چارچوب آن الگو كه به آن عادت كرده، تحليل و توصيف مىكند. اين الگوهاى ذهنى از طريق آموزش، به نسل جديد و ديگران منتقل و براى آنها به صورت مفروضات بديهى در مىآيند كه همه تفكّرات و تصوّرات افراد را تحت