ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - امام داراى علوم همه پيامبران است
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه كف پاها صاف و يكنواخت نيست و ميان آنها گودى دارد؟»
گفت: نمىدانم.
امام صادق (ع) فرمودند: «من اين اسرار را مىدانم.»
طبيب هندى گفت: پس همه اين اسرار را براى من بازگو كن.
امام صادق (ع) فرمودند:
«سر داراى قسمتهاى مختلفى است كه روابط فراوان و پيچيدهاى بين اجزاى آن وجود دارد. اين در حالى است كه اگر در چيز مجوّف، فضاى خالى وجود داشت، دچار درد و بيمارى فراوانى مىشد؛ ولى چون داراى بخشهاى گوناگونى است، كمتر دچار بيمارى مىشود.
و خداوند روى سر را با مو پوشاند تا به وسيله آن، چربى به مغز برسد و بخار سر از اطراف آن خارج شود و موها، جلوى سرما و گرما را بگيرد.
و خداوند پيشانى را بدون مو قرار داد تا نور به چشمها برسد و در پيشانى خطوطى قرار داد تا عرقى كه از سر پايين مىآيد، داخل چشم نشود و انسان بتواند با دست عرق پيشانىاش را بگيرد. در حقيقت اين خطوط و گودىهاى پيشانى، همانند نهرهاى روى زمين است كه آب را به خود جذب مىكند.
و خداوند ابروها را بالاى چشم قرار داد تا نور بيش از اندازه به چشم وارد نشود؛ همانگونه كه اگر كسى در برابر نور شديدى قرار گيرد، دست خود را جلوى آن مىگيرد تا نور بيش از اندازه، به چشمهايش نرسد.
و خداوند بينى را بين دو چشم قرار داد تا نور به طور يكسان به چشمها وارد شود.
و خداوند چشم را مانند بادام قرار داد تا دارو به وسيله ميل در آن وارد شود و درد آن برطرف گردد و اگر چشم به شكل مربع يا مدوّر [و گرد] مىبود، دارو به وسيله ميل در آن وارد نمىشد و درد آن برطرف نمىگرديد.
و خداوند سوراخهاى بينى را به طرف پايين قرار داد تا مواد زايد از آنها خارج شود و بوى خوش به مشام برسد؛ ولى اگر سوراخهاى بينى به طرف بالا مىبود، هرگز مواد زايد [و چركها] از آنها خارج نمىشد و بوى خوش به مشام نمىرسيد.
و خداوند لب و شارب را بالاى دهان قرار داد تا مواد زايدى كه از بينى خارج مىشود، بلافاصله وارد دهان نشود و شخص بتواند آن را برطرف سازد؛ بدون اينكه مواد زايد با آب و غذا آميخته شود.
و براى مردها ريش و محاسن قرار داد تا به وسيله آن، مرد از زن شناخته شود و نياز به كشف عورت نباشد.
و خداوند دندانهاى جلو را بُرنده قرار داد تا انسان بتواند بعضى از چيزها را به دهان بگيرد و دندانهاى آخر را پهن قرار داد تا بتواند غذا را به وسيله آنها بجود و آسياب كند و دندانهاى كنارى [و نيشى] را بلند قرار داد تا تكيهگاه دندانهاى پيش و عقب باشد؛ همانند ستونى كه در ساختمان قرار مىدهند.
و خداوند بر كف دستها، مو قرار نداد تا انسان بتواند به وسيله آنها چيزها را لمس كند و در غير اين صورت، انسان نمىتوانست چيزى را لمس كند.
و خداوند در مو و ناخن حيات قرار نداد؛ چرا كه آنها رشد مىكنند و لازم است كه كوتاه شوند و اگر مو و ناخن حيات داشت، كوتاه كردن آن با درد و الم بسيارى همراه بود و اگر كوتاه نمىشد، بسيار زشت و ناهماهنگ با بقيه اعضاى بدن مىبود.
و خداوند قلب را مانند دانه صنوبر وارونهاى [كه گرد و بلند است] آفريد و سر آن را باريك قرار داد تا داخل ريه شود و به اين صورت قلب خنك گردد و به سبب حرارت خود، به بينى آزار نرساند.
و خداوند ريه را در دو بخش مجزّا آفريد تا قلب بين آن دو بخش قرار گيرد و به سبب تنفّس، قلب خنك گردد.
و خداوند، كبد [جگر] را به شكل محدّب [و داراى برآمدگى] آفريد و آن را روى معده قرار داد تا با سنگينى بر معده به آن فشار وارد كند و در نتيجه بخار آن خارج گردد.
و خداوند كليهها [قلوهها] را مانند دانه لوبيايى آفريد تا منى بر همه نقاط آن ريخته شود و به همه جاى آن برسد. با توجّه به اين نكته كه منى از ستون فقرات به كليهها منتقل مىشود و كليهها مانند كرمى كه منقبض و منبسط مىشود، منى را در چند نوبت همانند بندقه كمان به مثانه مىپاشانند، در نتيجه اگر كليه به صورت مربع يا مدوّر باشد، منى به همه نقاط آن نمىرسد و با خارج شدن آن، لذّتى حاصل نمىشود.
و خداوند زانوها را به گونهاى آفريد كه بتوانند به طرف پشت خم شوند با توجّه به اينكه انسان به جلو حركت مىكند، اين امر سبب اعتدال حركت پاها مىشود و در غير اين صورت انسان به رو مىافتاد.
و خداوند كف پا را گود قرار داده است تا به وسيله آن، راه رفتن آسان شود و از افتادن جلوگيرى شود و اگر سر تا سر كف پا همانند سنگ آسياب صاف و يك دست بود و كاملًا روى زمين قرار مىگرفت، راه رفتن سخت و دشوار مىشد و انسان همواره به زمين مىافتاد و برخاستن و دوباره راه رفتن براى او دشوار مىبود.»
طبيب هندى گفت: شما اين علوم را از كجا آموختهاى؟ امام صادق (ع) فرمودند:
«از پدرم و پدرم از پدرانش و ايشان از رسول خدا (ص) و رسول خدا (ص) از جبرئيل (ع) و جبرئيل (ع) از پروردگار عالم (جلّ جلاله) كه اين ابدان و ارواح را آفريده است.»
طبيب هندى گفت: راست مىگوييد و من شهادت مىدهم به يگانگى خداوند و اينكه حضرت محمّد (ص)، بنده و رسول اوست و شما نيز اعلم اهل زمان خود هستيد.
امام داراى علوم همه پيامبران است
در «بصائر الدّرجات» از على بن نعمان عين اين روايت نقل شده است و نيز از «كافى» با سند خود از امام محمّد باقر (ع) روايت است كه فرمودند:
«تمام پيغمبران يكصد و بيست هزار نفرند كه از آنها پنج نفر اولوا العزم (صاحب شريعت و كتاب آسمانى) هستند: نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد (ع) و علىّ بن ابىطالب (ع) موهبت و بخششى است كه خداوند به محمّد (ص) عنايت كرده و او وارث علوم تمام پيغمبران و اوصياى آنان است و آنچه پيش از آن واقع شده است، مىداند. همچنين محمّد (ص) نيز علم انبياء و مرسلين پيشين را به ارث برده است.»[١]
«كافى» و «بصائر الدّرجات» با اسناد خود از ضريس كنانى روايت مىكنند كه گويد:
من نزد حضرت صادق (ع) بودم و در حضور آن حضرت، ابو بصير نيز