ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مناظره امام صادق (ع) با طبيب هندى
بله. خواندهام. فرمودند: «من آن امام مبينم.»[١]
مناظره امام صادق (ع) با طبيب هندى
روزى امام صادق (ع) در مجلس منصور حضور داشت و طبيبى از «هند»، كتاب خود را براى منصور مىخواند و امام (ع) به سخنان او گوش مىداد و چون آن طبيب از سخنان خود فارغ گرديد، رو به امام صادق (ع) كرد و گفت: آيا شما مايليد كه من اندكى از اين قوانين طبّى را در اختيار شما بگذارم؟
امام صادق (ع) فرمودند:
«خير. آنچه از طب نزد من مىباشد، بهتر است از آنچه كه تو مىدانى.»
طبيب هندى گفت: شما از طب چه مىدانيد؟
امام (ع) فرمودند:
«من طبع گرم را به سردى و طبع سرد را به گرمى و طبع رَطب را به يابِس و يابس را به رطب معالجه مىنمايم و همه امور را به خدا وامىگذارم (يعنى شفا را از خدا مىخواهم) و به آنچه كه رسول خدا (ص) دستور داده است، عمل مىكنم.»
سپس فرمودند:
«بدان كه پر كردن معده، سبب هر دردى است و پرهيز [از پرخورى] داروى هر دردى است و بدن را بايد به آنچه عادت نموده، تأمين نمود.»
مرد طبيب گفت: مگر طب جز اين است؟
امام صادق (ع) فرمودند:
«آيا فكر مىكنى كه من اين سخنان را از كتابهاى طب برگرفتهام؟»
طبيب گفت: آرى.
امام (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند! آنچه كه بيان كردم، جز از جانب خداوند نبود.»
سپس فرمودند: «آيا تو داناتر به طب هستى يا من؟»
طبيب هندى گفت: البتّه من.
امام صادق (ع) فرمودند: «پس من مىخواهم از تو سؤالى بپرسم.»
طبيب هندى گفت: بپرس.
امام (ع) فرمودند: «بگو بدانم آيا تو اجزاى مغز و جايگاه هر كدام از آنها را مىدانى؟»
طبيب گفت: نمىدانم.
امام (ع) فرمودند: «آيا مىدانى براى چه موها روى سر قرار گرفتهاند؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه پيشانى خالى از مو مىباشد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى خطهاى روى پيشانى براى چيست؟ [و نشانه چيست؟]»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه ابروها بالاى چشم قرار گرفته است؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه چشمها به شكل بادام مىباشد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه بينى بين دو چشم قرار دارد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه سوراخهاى بينى در پايين قرار گرفته؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه شارب و لب بالاى دهان قرار دارد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه دندانهاى جلو برنده و دندانهاى آخر پهن و دندانهاى نيش بلند است؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه به مردها محاسن و ريش داده شده است؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه كف دستها مو ندارد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه مو و ناخن داراى روح و حيات نيست؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه قلب مانند دانه صنوبر گرد و دراز است؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه ريه دو قسمت است و هر قسمت در جايگاه خود حركت مىكند؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه كبد محدّب [و داراى برآمدگى] مىباشد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه كليه مانند دانه لوبيا مىباشد؟»
گفت: نمىدانم.
فرمودند: «آيا مىدانى براى چه زانوها به عقب بسته مىشود؟»