ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - ١) قانون گذارى با موضوع مقابله با جرايم سايبرى و رايانه
نقشههايى شوم، به يكباره حتّى روى به غارتِ تماميتِ حيثيت و شرافت افراد آوردهاند.
با اين اوصاف، پارهاى از اهمّ موارد و جلوههاى آسيبزا و خطرآفرين اينترنت و شبكههاى اجتماعى را مىتوان به شرح زير برشمرد:
الف) مجازى ساختن محبّتهاى واقعى و واقعى جلوه دادنِ محبّتهاى دروغين:
حضور مفرط و بىقاعده در فضاى اينترنت و شبكههاى اجتماعى و به طور كلّى فضاى مجازى، ميان فرد كاربر و افراد و محيط پيرامون وى، ايجاد فاصله و شكاف مىنمايد؛ يعنى توسعه مشاركت و همراهى مجازى به تدريج، به كاهش ارتباطهاى سازنده و لازم چهره به چهره، در دنياى عادّى منتج و منتهى مىگردد و افراد را به داشتن روابط و دوستىهاى نامتعارف تلقينپذير، وادار مىنمايد. برقرارى ارتباط صميمانه و گسيل شدن در يك دوستى مجازى كه موجب عبور از حدّاقل محدوديتهاى قانونى و اخلاقى جامعه گردد، به تدريج زمينهساز حدوث پديدههايى چون زنا و روابط نامشروع اينترنتى مىگردد. عادت كردن به تبادل يكسرى مفاهيم و واژههاى محبّتآميز كه عقلًا و انصافاً، بايستى انحصار به همسر و خانواده داشته باشند، يك خيانت عاطفى را رقم مىزند كه ريشه در تقسيم نامشروع محبّت در فضاى مجازى دارد. برخى از افراد آنقدر در فضاى دوستىهاى مجازى غوطهور مىشوند كه گويى به طور نامشروع و ناموجّه، يك ازدواج مجدّد ذهنى انجام داده و دچار پيوندى ساختارستيز با كاربر يا كاربران مخاطب خود شدهاند.
ب) توسعه بىمحتوايى و سردرگمى تعاملى:
بسيارى از مفاهيم و مضامينى كه در شبكههاى اجتماعى و سايتهاى اينترنتى، پوشش داده شده و به اشتراك گذاشته مىشوند، اساساً در دنياى واقعى فاقد مفهوم و كاركرد مىباشند. گويى افراد دچار اعتيادى خاموش، براى اعلام حضور در فضاى مجازى شده و خود را موظّف مىدانند كه به هر پيام و درخواستى، با هر مضمونى پاسخ دهند. چنين فرآيندى گوياى ابتلا به حسّ مسئوليت ابهامآميز، در كاربران براى پاسخدهى به هر پيامى مىباشد. نتيجه قهرى اعتياد به حضور در محيط مجازى، دچار شدن به مشاركت بدون تحليل و عادىپندارى وضعيت جستوجوى بىهدف و بىمضمون است كه رفته رفته كاربران را به بىتفاوتى نسبت به آنچه مىبينند يا مىشنوند و تأييد يا ردّ صرفاً عادتوار آنها دچار مىسازد.
پ) ايجاد اخلال در فرآيند ايفاى نقشهاى خانوادگى:
اعتياد به حضور در فضاى مجازى و نيز حضور بدون مبنا و لجامگسيخته، زمينهساز فاصله گرفتن افراد، از انجام وظايف و تكاليف ناشى از نقشهاى اجتماعى و خانوادگى است. چنين پديدهاى با حذف يا حدّاقلى شدن تعاملات چهره به چهره افراد، پيوند دارد كه خود، پديدهاى بسيار آزار دهنده، بحرانزا و مشكلساز است.
ت) شكل دادن توهّم تجرّد در عين تأهّل:
اگر بدون قاعده و قانون، در فضاى مجازى نظير تعاملات در شبكههاى اجتماعى روى آورده شود، هيچ تضمينى وجود ندارد كه افراد به توهّم زندگى مجرّدى در فضاى سايبرى كه بسيار خطرآفرين است، دچار نگردند.
به هر حال، فضاى مجازى مخاطرات فراوانى دارد كه موارد فوق، فقط پارهاى از آنها هستند. اين فضا مىتواند زمينهساز تجاوز و تهاجم فرهنگى باشد، مخلّ سلامتى باشد، تنش روانى ايجاد نمايد، سبب شكاف در مهارتهاى ارتباطى و تعاملى در جامعه گردد، سببساز توسعه مفاهيم غلط و شايعات بىاساس گردد و براى بسيارى از كاربران، اعمّ از خردسال و بزرگسال و صرف نظر از مسئله جنسيت، ايجاد مشكل نمايد. دنياى مجازى، كهكشانى از آسيب را در دل خود جاى داده است كه مىتوان آن را گلستانى مينگذارى و بمبگذارى شده، توصيف نمود كه مىتوان از آن گلهايى زيبا چيد؛ ولى افسوس كه هر گلى از اين گلستان، خارهاى بمبگونه فراوانى با خود به همراه دارد كه حتّى لمس كردنشان هم، مىتواند سببساز نابودى و باختن متعالىترين ارزشهاى وجودى و انسانى گردند.
٣. رويكرد عمومى قانونگذارى در آمريكا، راجع به فضاى مجازى:
كشور آمريكا كه از زمان تشكيل شبكه اطّلاعاتى، نظامى موسوم به «آرپانت تاكنون، خود را سهامدار اصلى و مبتكر ايدهپردازى در حوزه صنعت مجازى مىداند، تفسيرى خاص از چيستى و چرايى اين فضا داشته و بيش از هر كشور ديگرى، در حوزه مديريت و كنترل ملّى و بينالمللى فضاى مجازى، روى به قانونگذارى آورده است. در جامعه آمريكا، فضاى مجازى، كاملًا وجهه نظامى دارد و «وزارت دفاع» اين كشور، رسماً براى كنترل اطّلاعات و دادههاى پردازش شده و به اشتراك گذاشته شده در اين فضا، داراى اختيارات قانونى و مداخلهگرانه وسيع است.
حقوقدانان و آسيبشناسان آمريكايى، عقيده دارند آنقدر كه فضاى مجازى براى امنيت ملّى و موجوديت جامعه آمريكا خطرناك است، بمبهاى هستهاى مخاطرهآميز نمىباشند. به اين دليل اين كشور در چارچوب يك جنگ سايبرى، امروزه بيش از هر زمانى، خود را ذىنفع و حتّى مسئول كنترل و مديريت فضاى مجازى مىداند. نظر به اهمّيت فضاى مجازى در قلمرو نظام حقوقى، آمريكا در جهات مختلفى، قانوننگارى شده است كه اجمالًا مىتوان آنها را در سطوح زير خلاصه نمود؛
١) قانونگذارى با موضوع مقابله با جرايم سايبرى و رايانه:
در كشور آمريكا و در سال ١٩٧٤ م. اّولين قانون در ارتباط با فضاى مجازى، با موضوع مقابله با جرايم سايبرى و رايانهاى تصويب شد و تاكنون با اصلاحات مكرّر به شدّت مورد اجرا بوده است. چنين قوانينى در حقوق آمريكا، بيشتر احكام و قواعد حقوق جزاى عمومى و اختصاصى را راجع به دامنه جرمانگارىها و كيفردهىهاى سايبرى روشن مىسازند و غالباً بر منطق قانون مجازات اين كشور متكّى هستند. در اين قوانين، اصل استقلال كيفر و حاكميت تدابير بازدارنده افتراقى، به خوبى نفوذ