ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - يك حقيقت والا و گرانسنگ
و اين حقيقت را در كولهبار معرفت و بينش ولايى خويش بياندوزيد كه ولايت و عصمت فاطمى، امروز از طريق صاحب ولايت، يعنى امام عصر (ع) در عالم آفاق و انفس جارى مىگردد و آن حضرت، خود فرمودهاند:
«وَ فِى ابْنَة رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِى أُسْوَة حَسَنَة؛[١]
دخت گرانقدر پيامبر خدا (ص)، بهترين اسوه و الگو براى من است.»
آرى. امروز آن حضرت، مظهر عصمت و ولايت مام خويش و متأسّى به او و دست متصرّف و ولايتپيشه فاطمى از آستين او بيرون آمده است. اوست كه در همه عالم كار فاطمى مىكند. آئينهاى است كه هركس با چشم معرفت بدان بنگرد، بىترديد فاطمه را خواهد نگريست. امروز فاطميّت فاطمى و عصمت زهرايى در وجود ذىجود مهدوى متجلّى است؛ چنانكه ولايت علوى، حلم حسنى، شجاعت حسينى، عبادت سجّادى، آثار باقرى، مأثر صادقى، علوم كاظمى، حجج رضوى، جود تقوى، نقاوت نقوى، هيبت عسكرى و شكوه بىكرانه الهى در همان وجود گرانبار، متجلّى گرديده است و هريك از اين بزرگواران اراده افاضه و دستگيرى از شخص يا جامعهاى را داشته باشند، دست خويش را از آستين فرزند خود، مهدى (ع) برون مىكنند.
در عين حال، جايگاه فاطمه، اين مادر عصمت و مادر امامت و ولايت در عالم بسى ممتاز و برجسته است و براى فرزندان خود، يعنى مؤمنان و براى نظام ولايى خويش، جهمورى اسلامى «ايران» كار مىكند و فيض مىرساند. تقويت و يارى رزمندگان دلاور اسلام در هشت سال دفاع مقدّس در مقابله با همه دنيا، تنها يك مصداق از شكوه و ظهور فاطميّت فاطمه بود؛ همچنانكه امروز يارى حزب الله «لبنان» در تقابل با «رژيم اشغالگر قدس»، نصرت فاطميون و زينبيّون و ديگر رزمندگان در برابر نظام سلطه و اذناب او در منطقه مصداق ديگر آن است.
آرى. اين ويژگى انسان كامل در عالم هستى و فاطمه، مادر عالم است و معمولًا مادر است كه پيش از آمدن پدر به خانه، آن را آماده مىسازد.
امروز پدر عالم، امام عصر، ارواحنا فداه، است و فاطمه (س)، مادر عالم و همين مادر است كه با عصمت، ولايت و فاطميّت خويش و تربيت و برانگيختن مؤمنان كه فرزندان معنوى اويند، خانه را براى آمدن و ظهور امام عصر (ع) آماده مىكند.
بارى. عالم اگر فاطمى شد، به زودى مهدوى نيز خواهد گشت.
پىنوشتها:
[١]. سوره بقره، آيه ١١٥.
[٢]. «بحارالأنوار»، ج ٢٥، ص ١٦٩.
[٣]. جوادى آملى، عبدالله، «تفسير تسنيم»، ج ٦، ص ٢٨٧.
[٤]. «رياحين الشّريعه»، صص ٤٥- ٤٣، به نقل از «بحارالأنوار»، مجلسى و «علل الشّرايع»، شيخ صدوق.
[٥]. همان.
[٦]. همان.
[٧]. ابن بابويه، محمّد بن على، «علل الشّرائع»، قم، چاپ اوّل، ١٣٨٥، ج ١، ص ١٧٩.
[٨]. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، «زندگانى حضرت زهرا (س) (ترجمه جلد ٤٣ بحار الأنوار)» ترجمه روحانى، تهران، چاپ اوّل، ١٣٧٩، ص ١٥٠.)
[٩]. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافى»، تهران، چاپ چهارم، ١٤٠٧ ه-. ق.، ج ٢، ص ٢٦٨.
[١٠]. همان، ج ١، ص ١٩٤.
[١١]. مجلسى، محمّد باقر، «بحار الأنوار»، ج ٥٣، ص ١٨٠.